تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
كه عمر گفت : إنِ اجْتَمَعَ رَأى ثَلَاثَة وَ ثَلَاثَة فَاتَّبِعُوا صِنفَ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بنِ عَوْفٍ وَ اسْمَعُوا وَ أطِيعُوا . « 1 » « اگر رأى سه نفر بر يكى و رأى سه نفر بر يكى قرار گرفت ، شما از صنف عبد الرّحمن بن عَوْف پيروى كنيد و بشنويد و اطاعت كنيد » ! و ملّا على متّقى از محمّد بن جُبَير از پدرش اينطور آورده است كه : إنَّ عُمَرَ قَالَ : « إن ضَرَب عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ عَوْفٍ إحْدَى يدَيهِ عَلَى الاخْرَى فَبَايعُوهُ . » و عَنْ أسلَم أنَّ عُمَرَ بْنَ الخَطَّابِ قَالَ : « بَايعُوا لِمَنْ بَايعَ لَهُ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بنُ عَوْفٍ ؛ فَمَنْ أبَى فَاضْرِبُوا عُنُقَهُ » . « 2 » « عمر گفت : « اگر عبد الرّحمن يك دستش را به ديگرى زد ، با او بيعت كنيد . » و از أسلم آورد است كه عمر بن خطّاب گفت : « بيعت كنيد با هر كس كه عبد الرّحمن بن عَوْف با او بيعت كند ؛ و هر كس امتناع كند گردن او را بزنيد » . در اينجا ما مىپرسيم : عبد الرَّحْمن بن عَوْف ، أمين در اختيار مسلمين و مورد وثوق در دين و رأيش بود و على بن أبىطالب نبود ؟ چرا اين حقّ به او داده نشد ؟ يا آنكه مراد از أمانت در اختيار مسلمين و مورد وثوق در دين و رأيى بوده است كه عمر آن را مىپسنديده و در صحّه مىگذارده است ، نه به‌طور عموم و اطلاق ؟ و بنابراين مفادش اين مىشود كه : پسر عَوْف رأيش و فكرش و دينش مورد إمضاى من است . و ثانياً - چرا عُمَر در اين شورى ، وجوه مهاجرين كه از اصحاب خاصّ رسول خدا بودند همانند عمّار ياسِر و سَلمان فارسى و مِقداد بن أسوَد كندى و حُذَيفه ذُو الشَّهادتين و ابن هيثم تَيهان و أمثالهم را وارد نساخت ؟ آنان كه طرفدار و فدائى و مخلص أمير المؤمنين عليه السّلام بودند و از جهت عقل و تدبير و درايت و ديانت و أمانت در كتب تواريخ و سِير داستان‌ها دارند ؟ و ثالثا : چرا عمر اين شورى را معين كرد ؟ او هم مانند يكى از مسلمين است . تشكيل شورى بايد آزادانه زير نظر همهء مسلمين بواسطهء أهل حلّ و عقد منصوب از ناحيه مسلمين باشد ، نه از طرف شخص خاصّى . آيا اين طرز تشكيل شورائى را كه
هامش
( 1 ) - « أنساب الأشراف » ج 5 ، ص 19 . و قريب به همين مضمون را در « عقد الفريد » ج 3 ، ص 74 آورده است . ( 2 ) - « كنز العمّال » ج 3 ، ص 160 .