تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
الَّذى بَايعَهُ تَغِرَّة أنْ يقْتَلَا . « 1 » « چنين به من رسيده است كه : فلان گفته است : سوگند به خدا اگر عمر بن خطّاب بميرد من با فلان بيعت مىكنم . گفتار اينكه بيعت أبو بكر كار ناپخته و بى رويه و بدونت دبير قبلى بود ، كسى را به غرور نيندازد . اگرچه بيعت با او اينطور بود ، مگر اينكه خداوند مردم را از شرّ و پى آمدهاى آن حفظ كرد . و در ميان شما كسى نيست كه همانند أبو بكر مردم به او متوجّه بوده براى استماع سخن او و يا به انتظار ديدار او ميل كرده به همنشينى با او متفرّد باشند ! پس هر كس با مردى از مسلمين بدون مشورت با مسلمين بيعت كند ، بيعتش پذيرفته نيست ؛ نه او و نه آن كسى كه غفلة با او بيعت شده است ، و هر دوى آنها بايد كشته شوند » . ابن أبى الحديد از جاحظ روايت كرده است كه : إنَّهُ قَالَ : إنَّ الرَّجُلَ الَّذى قالَ : لَوْ قَدْ ماتَ عُمَر لَبَايعْتُ فُلاناً ، عمّار بنُ ياسِرٍ : لَوْ قَدْ مَاتَ عُمَرُ لَبَايعْتُ عَلِياً . فَهَذَا القَولُ هُوَ الَّذِى هَاجَ عُمَرَ أن خَطَبَ مَا خَطَبَ بِهِ . « 2 » « او گفته است : آن مردى كه گفته است اگر عمر بميرد من با فلان بيعت مىكنم ، عمّار ياسر است ، كه او گفته است : اگر عمر بميرد ، من با على بيعت مىكنم . اين گفتار همان گفتارى است كه عُمَر را به هيجان و حركت آورده و در خطبهء خود گفت آنچه را كه گفت . »

نقشه شورى و عدم خلافت أمير المؤمنين عليه السّلام از قبل مطرح بود

و عليهذا نقشهء شورى بدين كيفيت خاصّ كه على را به‌طور مسلّم از خلافت ممنوع كنند از قبل كشيده شده و طرح و خصوصيات آن ريخته شده بود . و در اين صورت كه مىبينيم خبر اين مسائل و دلالت عُمَر را در مِنَى بر إيراد خطبه در مدينه
هامش
( 1 ) - « سيره ابن هشام » طبع 1383 طبع مطبعة مدنى قاهره ، ج 4 ، ص 1071 تا 1073 . و در عبارت « أنساب الأشراف » جزء أوّل طبع دار المعارف مصر در ص 584 اينطور وارد است . فَمن بايع رجلًا على غير مشورة فإنّهما أهلُ أن يقتلا . و إنّى أقسم بالله ليكفّنّ الرِّجال أو ليقطعنّ أيديهم و أرجلهم و ليصلّبنّ فى جذوع النّخل . و در صدر خطبهء عمر آمده است كه قَالَ فِيها : إنَّ فلاناً و فلاناً قالا : « لو مات عمر ، بايعنا علياً فتمّت بيعته . فإنّما كانت معه الى أبى بكر فلتة وقى اللّه شرّها » . و سپس بعد از نقل اين جمله از آن دو نفرى كه گفته‌اند با على بيعت مىكنيم ، مفصلًا عمر خطبهء طويلى دارد . ( 2 ) - « شرح نهج البلاغه » طبع دار إحياء الكتب العَرَبية ج 2 ، ص 25 ؛ و طبع 4 جلدى دار الاحياء الثّراث العَرَبى ج 1 ص 123 . و ابن أبى الحديد اين مطلب را از شيخ خود أبو القاسم بلخى و او از شيخ خود أبو عثمان حاحظ نقل كرده است .