تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
روزى ذخيره مىكرد كه چنانچه بنى هاشم بخواهند از حقّ خود دفاع كرده مقام و منزلت خويش را باز يابند ، يگانه رقيب مقتدر و تواناى ايشان ، خار راه و سدّ محكمى براى نيل به اين مرام گردد . پس از يَزيدِ بْنِ أبى سُفْيَان كه والى شام بود ، عُمَر برادرش : مُعَاوِيَة بْنِ أبى سُفْيان را والى شام كرد « 1 » ، و خودش براى تقويت ولايت او سفرى به شام نمود و مردم را به پيروى از معاويه ترغيب كرد ، تا در روز فتنه و اختلاف - همان فتنه و اختلافى را كه از معاويه انتظار داشت - منظور و مقصود عملى گردد و أمير المؤمنين علىّبن‌أبىطالب و خاندان و حواريّون و طرفدارانش نتوانند قد علم كنند و بر روى پا بايستند . ابن حجر هَيْتَمى در ضمن فضايل معاويه مىگويد : وَ مِنْهَا أنّ عُمَر حَضَّ النَّاسَ عَلىَ اتِّبَاعِ مُعَاوِيَة وَ الْهِجْرَة إلَيْه إلَى الشَّام إذَا وَقَعَتْ فُرْقَة . أخْرَجَ ابْنُ أبِى الدُّنْيَا بِسَنَدِهِ : أنَّ عُمَرَ قَالَ : إيَّاكُمْ وَ الْفُرْقَة بَعْدِى فَإنْ فَعَلْتُمْ فَاعْلَمُوا أنَّ مُعَاوِيَة بالشَّامِ . فَإذَا وُكِلْتُمْ إلَى رَأيِكُمْ كَيْفَ يَسْتَبِزُّهَا مِنْكُمْ . « 2 » « از جمله فضائل معاويه آنست كه : عُمَر بن خطّاب مردم را ترغيب و تحريض به پيروى از معاويه و هجرت نمودن به سوى او در شام نموده است ، كه چنانچه افتراقى در امَّت حاصل شود مردم به شام رفته و از حكم او و دستور او پيروى كنند . ابن أبى الدُّنْيا با سند خود تخريج كرده است كه : عُمَر گفت : مبادا بعد از من در ميان شما افتراق و جدائى پديدار شود ! و اگر چنين شد بدانيد كه : معاويه در شام است . بايد از پيروى فكر و راهنمائى او استفاده كنيد . زيرا كه اگر شما أمر خود را به آراءِ خودتان بسپاريد چگونه مىتواند اين رأى ما آن افتراق و جدائى را از شما بزدايد و سلب كند ؟ در حالى كه خود اين فكر ، ايجاد تفرقه و جدائى كرده است » ! ؟
هامش
( 1 ) - « الإصابة » ج 3 ، ص 412 . و در « شرح نهج البلاغه » ابن أبى الحديد ، طبع دار إحياء الكتب العربيّة ، ج 1 ، ص 338 آورده است كه : معاويه چهل و دو ساله حكومت كرد . از اين مدّت ، بيست و دو سالش حكومت شام را بعد از مردن برادرش يزيد بن أبى سفيان بعد از پنج سال از خلافت عُمَر تا كشته شدن أمير المؤمنين عليه السّلام در سال چهلم از هجرت ، داشته است ؛ و بيست سال به عنوان خلافت تا در سنهء شصتم هجرى كه مرگش فرا رسيده بوده است . ( 2 ) . رسالة « تطهير الجَنان » مطبوع در هامش « الصَّواعِق المُحْرِقة » ص 37 و ص 38 . و اصل اين حديث را ابن حجر عَسْقلانى شافعى در كتاب « الإصابة » ج 3 ، ص 414 ، در ضمن ترجمة معاويه ذكر كرده است .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 231 | السيد محمد حسين الطهراني