تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
عَلىُّ ، فَقَالَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ : فَمَنْ نَكَثَ فَإنَّمَا يَنْكُثُ عَلَى نَفْسِهِ « 1 » و « 2 » « على از بيعت درنگ و توقّف كرد . عبد الرّحمن گفت : هر كس بيعت نكند راه شكست را خود به روى خود گشوده است . » عُمَر بدون شكّ از تشكيل اين شوراى شش نفرى : على ، عُثْمان ، سعد وقّاص ، عبد الرَّحمن بن عَوْف ، طلحه و زُبَيْر ، قصدش به خلافت رسيدن عُثْمان بوده است . طبرى آورده است كه : عُمَر وصيّت كرد كه چون من بميرم سه روز مشورت كنيد ، و در اين روزها صُهَيْب با مردم نماز بخواند ، و روز چهارم نبايد فرا رسد مگر آنكه أميرى از شما براى شما معيّن شده باشد ، و عبداللّه بن عُمَر را هم در مجلس شورى براى راهنمائى و دلالت حاضر كنيد و ليكن او سهمى از ولايت ندارد ، و طلحه شريك شماست در أمر ولايت چنانچه در اين سه روز از سفر آمد او را حاضر كنيد ، و اگر قبل از آمدن او اين سه روز به سر رسيد أمر ولايت را يكسره كنيد و منتظر او نشويد ! آنگاه گفت : كيست كه طلحه را براى من بياورد ؟ سَعْد بن أبى وقّاص گفت : من او را مىآورم و ان شاء اللّه مخالفت نمىكند . عُمَر گفت : اميدوارم كه ان شاء اللّه مخالفت نكند ، و من چنين مىپندارم كه يكى از اين دو مرد : على يا عُثْمان به ولايت مىرسند ؛ اگر عُثْمان به ولايت رسيد مرد نَرْم و سَهْلى است ، و اگر على به ولايت رسيد در او مزاح و شوخى است ، و چقدر لايق است كه او امَّت را بر طريق حقّ روانه كند ؛ و اگر سَعْد را به ولايت انتخاب كنند ، أهل ولايت است ؛ و اگر براى اين مقام برگزيده نشد والى امّت از وجود او بهره گيرد و در كارها از او كمك طلبد ، من هيچگاه او را به سبب خيانت و يا ضعف ، از كارش بر كنار نكردم . و عبد الرّحمن بن عَوْف چه نيكو مرد صاحب تدبير است ، كارهايش حساب شده و رشيد است و از جانب خدا حافظ دارد ، به سخن او گوش فرا داريد ! عُمَر به أبو طَلْحه أنصارى گفت : اى أبا طَلْحه چه مدّت‌هاى طولانى ، خداوند إسلام را به‌واسطهء شما عزّت بخشيد . تو پنجاه نفر مرد از طائفه أنصار را انتخاب كن براى حفظ اين مجلس شورى كه مخالف را گردن زنند ! و اين جماعت را كه بايد از
هامش
( 1 ) - آيه 10 ، از سورهء 48 : فتح ( 2 ) - « تاريخ طبرى » ج 3 ، ص 302