تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
كتبخانه ساوه و همدان و قزوين و اصفهان رود كه رافضى نباشند ، و از راويان معتمد سنّى بشنود ، تا بداند كه : نه ساخته بوجعفر بابَويَه ، و نه اندوخته بوجعفر طوسى است ، كه صد هزار لعنت بر دشمنان سيّد مرتضى و دو بوجعفر و دو مفيد باد . أخبار است به اسناد مذكور ، در كتب أئمّه مَسْطور ، نه خرافات و نه تُرَّهات است ؛ همه أئمّه قبول كرده‌اند ، و همه أصحاب الحديث تزكيه كرده ، كه مادر به مرگ ناصبيان نشيناد . خود ، عقل خود را استعمال نكنند ، كه إمام نصّ مىبايد ، و از قرآن بر نخوانند كه إلّا معصوم ، إمامت را نشايد ؛ و از أخبار نبينند كه إمام بايد كه عالم‌تر باشد به أحكام شريعت از همه امَّت . جواب آنچه گفته است كه : « چون رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از دار دنيا برفت ، صحابه در خلافت سخن گفتند ؛ چنان كه از آفتاب ظاهرتر است . و اگر رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر على نصّ كرده بودى ، چرا صحابه كه در روز بيعت أبو بكر حاضر بودند ، إنكار نكردند و نگفتند : حقّ با على است ؟ و رسول بر وى نصّ كرده ؛ اين چه مشغله است » ؟ ! أوَّلًا ديگر باره به حساب كورتر است ، و به أحوال روز سقيفه جاهل‌تر كه اگر دانستى بگفتى . به ضرورت جواب اين شبهه گفته شود ؛ و از كتب و آثار از آفتاب روشن‌تر است . به روايت‌هاى مختلف . خاصّه آنچه روايت كرده از علىّ بن جَعفر اهرمروانى گروه أمينان و مُعْتمدان معروف كه : چون در سقيفه بنى ساعده بر أبو بكر بيعت كردند ، وَفد أصحاب از مهاجر و أنصار و كبرآءِ أهل البَيْت ، به سراى أمير المؤمنين عليه السّلام آمدند و به اتّفاق گفتند : يا أمِيرَ الْمُؤمِنينَ ! تَرْكْتَ حَقّاً أنْتَ أوْلَى بِهِ مِنْ هَذَا الرَّجُلِ ، وَ قَدْ أرَدْنَا أنْ نُنْزِلَهُ عَنْ مِنْبَرِ رَسُولِ اللهِ صلّى اللّه عليه و آله و سلم . ( اى أمير مؤمنان ! ترك كرده‌اى حقّى را كه تو به آن حقّ از اين مَرد سزاوارترى ! و ما إراده كرده‌ايم او را از منبر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پائين بياوريم ) . از على دستورى خواستند و به جمع به مسجد آمدند . أبو بكر بر منبر بود . ابتدا مهاجران برين نَسَق برخاستند ، با حضور انْدْ هزار مرد ، و إنكار كردند بر بيعت أبو بكر .

احتجاج خالد بن سعيد عاص بر ابوبكر به سوابق أمير المؤمنين عليه السّلام

أوّلين كسى كه برخاست و سخن گفت ، خَالد بن سَعيد بن عاص بود كه بعد از حمد و ثناى خدا و درود بر مصطفى به آواز بلند گفت : يَا أبَا بَكْرٍ ! اتَّقِ اللهِ وَ انْظُر مَا