تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
بريده شده است ، قرار گرفتيد ، به زودى وخامت و سوء عاقبت أمر خود را خواهيد چشيد ؛ و پاداش آن كردارى كه انجام داده ، و به دست‌هاى خود پيش فرستاده‌ايد به شما خواهد رسيد ؛ و حقّاً كه خداوند به بندگان خود ستم نمىكند ) . آنگاه بنشست . پندارى اين كلمات نه ساخته بوجعفر و مفيد است ، كلام أبوذّر است . تا خواجه ناصبى نگويد كه : چرا إنكار نكردند ، و حجّت إظهار نكردند . امّا خواجه كور و كر است .

احتجاج سلمان فارسى و مقداد بن اسود در مسجد با ابوبكر

بعد از آن سَلْمانِ فارسى برخاست و بعد از حمد خداى تعالى و ثناى مصطفى صلّى اللّه عليه و آله به آواز بلند گفت : يَا أبَا بَكْر إلَى مَنْ تُسْنِدُ أمْرَكَ إذَا نَزَلَ بِكَ الْقَضَآءُ ! وَ إلَى مَنْ تَفْزَعُ إذَا سُئِلْتَ عَمَّا لَا تَعْلَمُ [ مَا عُذْرُكَ فِى التَّقَدُّمْ ] وَ فِى الْقَوْم منْ هُوَ أعلَمُ مِنْكَ ! وَ أقْرَبُ بِرَسُولِ اللهِ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم قَرَابَة مِنْكَ ، قَدَّمَهُ النَّبِىُّ فى حَيَاتِهِ ، وَ أوْعَزَ إلَيْكُمْ عِنْدَ وَفَاتِهِ ، فَنَبَذْتُمْ قَوْلَهُ ، وَ تَنَاسَيْتُمْ وَصِيّتَهُ ! فَعَمّا قَلِيلٍ يَصْفُو لِكَ الْأمْرُ وَ قَدٍ أثْقَلْتَ ظَهْرَكَ بِالْأوْزَارِ ، وَ حَمَلْتَ إلَى قَبْرِكَ مَا قَدَّمَتْ يَدَاكَ فَإنَّكَ سَمِعْتَ ، مَا سَمِعْنَا ، وَ رَأيْتَ مَا رَأيْنَا - إلى آخره . « 1 » ( اى ابا بكر ! زمانى كه قضاى الهى بر تو نازل شود ، تو امور خود را به كه مىسپارى ؟ و به چه تكيه مىزنى ؟ و به كه پناه مىبرى ، و رفع بليّه از خود مىكنى ، در آن وقتى كه از تو سؤال شود چيزى را كه نمىدانى . [ و عذر تو در سبقت گرفتن چيست ] و در ميان قوم كسى هست كه او از تو أعلم و داناتر است ، و قرابت او به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از قرابت تو بيشتر است ، پيغمبر او را در زمان حياتش مقدّم داشت ، و در هنگام مرگش سفارش و وصيّت كرد براى إمامت او ؟ ! شما سخن پيغمبر را به دور انداختيد ، و وصيت او را به روى خود نياورديد ، و
هامش
( 1 ) . بنا به روايت طبرسى در « احتجاج » ج 1 ، ص 99 و ص 100 چون سلمان برخاست براى احتجاج ، قال : كرديد و نكرديد ! اى فعلتم و لم تفعلوا . و قد كان امتنع من البيعة قبل ذلك حتّى وُجئ عنقه . يعنى : « بجاى آورديد و بجاى نياورديد . و قبل از آمدن به مسجد ، سلمان از بيعت با أبو بكر امتناع كرده بود ، تا جائى كه گردنش پيچيده شد و مضروب شد » . و ما در درس‌هاى 110 تا 115 از « امام شناسى » ص 112 روايتى را از سليم بن قيس از أمير المؤمنين عليه السّلام درباره وجوب رجوع به أعلم آورده‌ايم .