تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
كسانى كه پيوسته نعمت وجود و فيض آل محمّد بر او جارى است ، با آل محمّد قابل برابرى و سنجش نيست . ايشانند پايهء دين ، و ستون يقين ؛ سيره و روش آن اهل بيت چون بر صراط مستقيم است فلهذا كسى كه در دينش غُلُوّ كند ، و از حدود جادّهء استقامت تعدّى و افراط كند ، نجاتش در آنست كه به سيرهء آل محمّد برگردد ، و از سايهء وجود آنها برخوردار شود . و كسى كه در سير و روشش كوتاهى كند ، و از روش آل محمّد عقب بماند ، هيچ راه خلاص و چاره ندارد بجز آنكه در نهوض و قيام براى وصول به روش آل محمّد بكوشد و به دنبال ايشان حركت كند . امتيازات و خصائصى كه به حقّ ، مقام ولايت داراست از آن ايشان است ، و وصيت و وراثت رسول اللّه در ايشان است . الان ، آن وقتى است كه حقّ به سوى اهلش بازگشت كرد ، و به همانجائى كه از آنجا رفته بود مراجعت كرد . » در اينجا مىبينيم در اين خطبه كه حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام آن را در اوَّل حكومت خود ايراد كرده‌اند ، اوّلًا مىفرمايد : هيچيك از اين امّت با آل محمّد قابل ميزان و تسويه نيست . و پس از بيان آثار و صفات ايشان مىفرمايد : الان حقّ به اهلش بازگشت كرد ، و به محلّ اوّلى خود عودت نمود . آيا اين فقرات صراحت در لزوم اجتماع نبوّت و خلافت در خاندان بنى هاشم ندارد ؟ و آيا اين جملات نصوصيت بر خرابى و فساد اوضاع دوران خلفاى منتخب سابق ندارد ، كه فقط فعلًا بر اساس صحيح قرار گرفته است ؟ و أمير المؤمنين عليه السّلام جامع خاندان نبوّت و خلافت است ؟ و در خطبهء ششم از « نهج البلاغه » فرمايد : وَ اللهِ لا أكونُ كالضَّبعِ تَنَامُ عَلَى طُولِ اللَّدَمِ ، حَتَّى يصِلَ إلَيهَا طَالِبُهَا ، وَ يخْتِلُهَا رَاصِدُهَا ، وَ لَكنِّى أضْرِبُ بِالْمُقْبِل إلَى الحَقِّ المُدبِرَ عَنْهُ ، وَ بِالسَّامِعِ الْمُطِيعِ الْعَاصِى الْمُرِيبَ أبداً حَتَّى يأتِى عَلَى يؤْمى . فَوَ اللهِ مَازِلْتُ مَدْفُوعاً عَنْ حَقِّى مُستَأثَراً عَلَى مُنذُ قَبَضَ اللهُ نَبِيهُ صَلَّى اللهُ عَلَيهِ ( و آلهِ ) وَ سَلَّمَ حَتَّى يَؤْمَ النَّاسَ هَذَا . « 1 » اين خطبه را وقتى حضرت ايراد فرمود كه فرزندش حضرت امام حسن عليه السّلام از ايشان استدعا كرده بود كه به دنبال طلحه و زبير كه نقض بيعت كرده و آئين
هامش
( 1 ) - « نهج البلاغه » خطبهء ششم ، از طبع محمّد عبده ، مصر ، ص 41 و ص 42 .