عمر گفت : شاعرترين شاعران كيست اى پسر عبّاس ؟ من گفتم : زُهَير بن أبى سُلمَى . عُمَر گفت : از اشعار او مقدارى بخوان كه بدانيم آنچه را كه مىگويى درست است ! ابن عبّاس مىگويد : زُهَير در اين اشعارى كه مىخوانم ، طائفهاى از بنى عَبْدالله بن غَطْفَان را مدح مىكند ؛ و شروع كردم به خواندن اين أبيات :
لَوْ كانَ يقْعُدُ فَوقَ الشَّمسِ مِن كرَمٍ * قَوْمٌ بِأوَّلِهِم أوْ مَجْدِهِم فَعَدُوا 1
قَوْمٌ أبوهُمْ سَنَانٌ حِينَ تَنسُبُهُمْ * طَأبوا وَ طَابَ مِنَ الاولادِ مَا وَلَدُوا 2
إنسٌ إذَا آمِنُوا جِنُّ إذَا فَزَعُوا * مُرَزَّونَ بِهَا ليلٌ إذَا حَشَدُوا 3
مُحَسَّدُونَ عَلَى مَا كانَ مِنْ نِعَمٍ * لا ينزِغُ اللَهُ مِنْهُم مَا لَهُ حُسِدُوا 4
1 - « اگر كسى بتواند به جهت كرم بر فراز خورشيد بنشيند ؛ طائفه غَطْفَان طائفهاى هستند كه بهواسطهء اصل و ريشهء ذاتى ، و ياعزّت و شرافت اوّلى بر فراز خورشيد نشستهاند .
2 - طائفهاى هستند كه چون بخواهى نَسَب آنها را بيان كنى ، پدرشان سنان است ؛ كه خود اين طائفه و هم آنچه را كه از اولاد زائيدهاند و آوردهاند همه و همگى پاك و پاكيزه هستند .
3 - در هنگام سُكون و آرامش مأنوس مىشوند ؛ و در وقت ترس و خوف مختفى مىگردند ؛ و چون ايشان را براى امرى بخوانند ، با سرعت اجابت كرده ؛ كريمانه و سخاوتمندانه به طورى كه سيد و سالار براى انجام امور خيريه هستند ، مىشتابند .
4 - به واسطهء زيادى و گوناگونى نعمت هايى كه خداوند برايشان داده است ، پيوسته مورد حَسَد واقع مىشوند . خداوند آن اصل و چيزى را كه به سبب آن ، مورد حسادت قرار مىگيرند ، از آنها سَلْب نفرمايد . »
عُمَر چون اين ابيات را شنيد گفت : نيكو سروده است ؛ و من هيچ كس را سزاوارتر به انطباق مفاد اين شعر بر او نمىدانم مگر اين گروه از بنى هاشم ، به جهت فضيلت رسول خدا صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم ، و به جهت قرابت اين گروه با رسول خدا .
ابن عبّاس گويد : من گفتم : اى أمير مؤمنان ! در اين نظريه موفَّق آمدى و پيوسته موفَّق باشى ! عُمَر گفت : اى پسر عبّاس ! مىدانى به چه علّت قوم شما بعد از