تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
مخاصمهء على را بيان مىكند ، نقل كند كه گويد : در اين حال على ( ع ) به سخن گفتن مشغول شد و فرمود : اى جماعت مسلمين و مهاجرين و انصار ! شما را به خدا قسم مىدهم كه : آيا شما از رسول خدا ( ص ) در روز غدير خمّ شنيديد كه چه و چه فرمود ؟ ! و در غزوه تَبُوك شنيديد كه چه و چه فرمود ؟ ! على ( ع ) ، هيچ گفتارى را كه رسول خدا گفته بود در ميان مردم به طور آشكارا براى همهء مردم ، وانگذاشت مگر اينكه يك يك را بيان كرد ، و همه را به ايشان ياد آورى كرده و متذكّر شد . و همه در پاسخ گفتند : آرى . در اين هنگام چون بر أبو بكر ترسيدند كه : مردم دست از او بردارند و بيعتش را بشكنند و به يارى على أمير المؤمنين ( ع ) برخيزند ؛ أبو بكر مبادرت كرده و گفت : آنچه را كه تو گفتى همه‌اش حقّ است ، ما با گوش‌هاى خود از رسول خدا شنيديم ، و دانستيم ، و دلهاى ما نيز آنها را در خود گرفت ، و محفوظ داشت ؛ و ليكن من از رسول خدا شنيدم كه پس از اين مىگفت : إنّا أهْلُ بَيْتٍ اصْطَفَانَا اللّه تعالى وَ اخْتَارَ لَنَا اْلآخِرَة عَلَى الدُّنيَا ؛ فَإنَّ اللهِ لَمْ يَكُنْ لِيَجْمَعَ لَنَا أهْلَ الْبَيْتَ النُّبُوَّة وَ الْخِلَافَة . « به درستى كه ما اهل بيتى هستيم كه خداوند تبارك و تعالى ما را برگزيده و اختبار كرده است ، و براى ما آخرت را بر دنيا ترجيح داده ، و آن را براى ما برگزيده است ؛ و البتّه خداوند چنين نيست كه براى ما اهل بيت نبوّت و خلافت را با هم جمع نمايد . » أمير المؤمنين ( ع ) به أبو بكر گفتند : آيا شاهدى بر اين حديث دارى از اصحاب رسول خدا ، كه او هم با تو اين حديث را شنيده باشد ؟ ! عُمَر گفت : خليفه رسول اللّه راست مىگويد ؛ من هم شنيدم كه رسول خدا چنين گفت . و أبو عُبَيده و سالِم پسر خوانده حُذَيفه و مَعَاذ بن جَبَل هم گفتند : ما هم از رسول خدا همگى شنيده‌ايم . حضرت فرمود : بنابراين شما به صحيفه خود كه در كعبه نوشته‌ايد و بر آن پيمان نهاده‌ايد كه : اگر محمّد بميرد و يا كشته شود ما نمىگذاريم كه امر خلافت در اهل بيت او قرار گيرد ، وفا كرده‌ايد . « 1 »
هامش
( 1 ) . « غاية المرام » قسمت دوّم ، ص 552 ، حديث اوّل از باب پنجاه و چهارم