در ميان سرگين و چراگاه خود مىخزيد .
و با او فرزندان پدرش همدست و همداستان شده ، و براى خوردن مال خدا همچون جويدن شتر با دندانهاى آسيا و كرسى خود ، علف بهارى را ، قيام كردند ؛ تا اينكه بالنتّيجه ريسمان تابيدهاش باز شد ، و كردارش باعث كشته شدنش شد ، و پر خورىاش او را به رو درانداخت .
و هيچ از عدم پذيرفتن خلافت و امارت مرا نگران و بيمناك ننمود ، مگر اينكه ديدم تمام طبقاتِ مردم چنان اطراف من جمع شدند و به من روى آوردند همچون يالهاى كفتار كه بر دوشش مىريزد ؛ و از هر سو جانب به من روى آورده ، و دستهاى پس از دسته ديگر پشت سر هم مىآمده ، و ازدحام مىكردند ، تا جائى كه حَسَن و حُسَين در زير دست و پا رفتند ، و دو پهلوى من آسيب ديد ؛ و مانند گله گوسفند ، در اطراف من جمع شدند .
و چون من بيعت آنها را پذيرفته و ولايتشان را قبول كردم ، و براى اصلاح امور و حكومت آنها قيام كردم ، گروهى از آنها بيعت شكستند ، و گروهى از دين خارج شدند ، و گروهى راه ظلم و عدوان را در پيش گرفتند . گويا نشنيده بودند كلام خدا را آنجا كه مىفرمايد : « ما اين خانه و سراى آخرت را قرار مىدهيم براى ان كسانى كه در روى زمين راه عُلُوّ و سركشى و فساد و فتنه جوئى را نمىپيمايند ، و دار عاقبت براى پرهيزگاران است . »
آرى سوگند به خدا كه اين كلام خدا را شنيده بودند ؛ و علاوه بر شنيدن ، حفظ نيز كرده بودند ؛ و ليكن دنيا به زينتهاى خود ، در چشمان آنها جلوه كرد ، و زُخْرُف و زِبرِجِ دنيا ، ايشان را اعجاب و شگفت در آورد .
سوگند به آن خداوندى كه دانه را شكافت ، و گياه و درختان سر سبز را از آن بيرون آورد ؛ و به آن خداوندى كه روح و جان را بيافريده و خلق فرمود ، اگر حاضران براى بيعت حضور بهم نمىرسانيدند ، و حجّت خداوند به وجود ناصران و كمك كاران تمام نمىشد ؛ و اگر خداوند از علماء پيمان نگرفته بود كه برپُرخورى و شكمپرستى ظالمان ، و برگرسنگى مظلمان ، موافقت ننموده و آرام نگيرند ، هر آينه ريسمانِ مركب اين ولايت و حكومت را رها كرده ، و به كاهل و گردنش مىانداختم ، و با جام اوَّلين آن آخرش را سيراب مىنمودم ؛ آنوقت شما مىيافتيد
امام شناسى (فارسى) — صفحة 130
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٣٠