تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
انْدَ مَجْتَ عَلَى مَكْنُونِ عِلْمٍ لَوْ بُحْتُ بِهِ لَاضُطَرَبْتُمْ اضْطِرَابَ الْأرْشِيَة فِى الطَّوىِّ الْبَعيدَة . « 1 » « اى مردم بشكافيد امواج فتنه‌ها را در درياى متلاطم ، به كشتىهاى نجات ! و از پيمودن راه مغالبه و حسّ برترى جستن و فكر پيش افتادن و مقدّم شدن ، به صراط مستقيم بگرائيد و ميل كنيد ! و تاج‌هاى مفاخرت را كه بر اصل استكبار است از سرهاى - خود بيندازيد و به دور بيفكنيد ! فلاح و رستگارى از آنِ كسى است كه يا با داشتن معين و يار همچون دو بال به پرواز در آيد و قيام كند ، و يا در صورت فقدان ناصر و كمك كار ، طريق را بپويد و مردم را از منازعه بدون فائده و ثمره راحت بگذارد . اين خلافت و امارتى كه بدين شرائط و در اين وضعيّت شما مرا به آن مىخوانيد ، همچون آب متعفّن و گنديده‌اى است كه رنگ و طعم آن تغيير كرده ، و در اين صورت براى آشامنده‌اش گوارا نخواهد بود ، و همچون لقمه‌اى است كه در گلوى خورنده‌اش گير كند و او را بكشد . و اقدام كننده بر آن همچون كسى است كه ميوه درخت را قبل از زمان رسيدن و پختن آن بچيند ، و پيش از اوان شيرينى و طراوت از درخت بكند ؛ و همچون شخص زارعى كه زراعت را در غير زمين خودش انجام دهد ، كه معلوم است از آن انتفاعى نخواهد بُرد . پس اگر من لب به سخن بگشايم و طلب امارت و خلافت كنم مىگويند : مقصد او از اين طلب حرص بر سلطنت و حكومت بوده است ؛ و اگر لب فرو بندم و سخنى نگويم ، مىگويند : از مرگ ترسيده است . هيهات ؛ اين نسبت‌ها به من چقدر دور است بعد از تحمّل مشكلات ( همچون مردى كه با زن كوتاه قد بد اخلاق ازدواج كرده ، و چون عيش او را منغّص كرد او را طلاق گفت و با زن بلند قامتى كه اخلاقش تندتر و زننده‌تر بود ، ازدواج كرده و عيشش را بيشتر منغّص كرد ، و ناچار او را نيز طلاق گفت ؛ و در نتيجه هر دو را رها نمود ) . سوگند به خداوند كه پسر أبو طالب انْسَش به مرگ ، از انس طفل به پستان مادرش بيشتر است . بلكه من در آن علم مكنون و مختفى پيچيده شدم و قرار
هامش
( 1 ) - « نَهْج البلاغه » ، خطبه پنجم .