تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
« تو از آن كسانى بودى كه در آن روز به على با لقب أمير المؤمنين سلام كردى ! آيا جريان آن روز را به خاطر دارى يا فراموش كرده‌اى ؟ ! أبو بكر گفت : بلكه به خاطر دارم . بريده گفت : مگر متصوّر است كه يكنفر از مسلمين ، إمارت و حكومت بر أميرمؤمنان كند ؟ عمر گفت : نبوت و امامت در خانه واحد با يكديگر مجتمع نمىشوند . بُرَيده گفت : خداوند تعالى مىفرمايد : « بلكه درباره فضلى كه خداوند به طبقه‌اى از مردم داده است ايشان برآنها حَسَد مىبرند ؛ و ما به تحقيق كه به آل إبراهيم ، هم كتاب و حكمت داديم و هم إمارت و حكومت گسترده و پهناور و بزرگ . » برُيَده گفت : در اين آيه ، خداوند براى آل ابراهيم هم نبوّت را داده است و هم رياست و امارت ، و جمع بين . هر دوى آنها كرده است . بُرَيده مىگويد : از اين كلام عُمَر به غضب درآمد ، و پيوسته ما آثار غضب را تا وقتى كه مُرد از چهره او مىيافتيم . »

هر امتى امور خود را به غير اعلم بسپارد رو به پستى ميرود

سُلَيْم بن قَيْس هِلَالى از أمير المؤمنين ( ع ) قبل از واقعه صفّين مطالبى را بيان مىكند و از آن حضرت فرمود : إنَّ الْعَجَبَ كُلَّ الْعَجَبِ مِنْ جُهَّالِ هَذِهِ الْامَّة وَ ضُلّالِهَا وَ قَادَتِها وَ سَاقَتِهَا إلَى النَّار إنَّهُمْ قَدْ سَمِعُوا رَسُولَ اللهِ ( ص ) يَقُولُ عَوْداً وَ بَدْءاً : مَا وَلَّتْ امَّة رَجُلًا قَطُّ أمْرَهَا وَ فِيهِمْ أعْلَمُ مِنْهُ إلَّا لَمْ يَزَلْ أمْرُهُمْ يَذْهَبُ سَفَالًا حَتَّى يَرْجِعُوا إلَى مَا تَرَكُوا . فَوَلوَّا أمْرَهُمْ قَبْلى ثَلَاثَه رَهْطٍ مَا مِنْهُمْ رَجُلُ جَمَعَ الْقُرْآنَ ، وَ لَا يَدَّعى أنَّ لَهُ عِلْماً بِكِتابِ اللهِ وَ لَا سُنَّة نَبِيَّهِ ( ص ) وَ قَدْ عَلِمُوا إنْى أعْلَمُهُمْ بِكِتَابَ اللهِ وَ سُنَّة نَبِيِّهِ ( ص ) وَ أفْقَهُهُمْ وَ أقْرَأهُمْ لِكِتَابِ اللهَ وَ أقْضَاهُمْ بِحُكْمِ اللهِ - الخ . « 1 » « تعجّب و شگفت به تمامى معنى الكلمه از جاهلان اين امَّت است ، و از گمراهانشان ، و از پيشداران و سردَمْداران آنها به آتش جهنّم ، و از دنباله داران و عقب داران آنها به جهنّم ، كه ايشان از پيغمبر اكرم ( ص ) كراراً و مراراً شنيدند كه
هامش
( 1 ) - « كتاب سُلْيم بن قَيس » ص 148 . و ما در درس 116 خواهيم آورد كه از جمله احتجاج‌هاى سلمان به أبو بكر اينست كه با وجود أعلم در ميان امَّت تو چگونه متصدّى مقام شده‌اى ؟ ! و عذرت در تقدّم چه خواهد بود ؟ ! و به اين اخبار و نظائر آن مىتوان استدلال به وجوب حكومت أعلم و تقليد أعلم نمود . و همچنين در خطبهء حضرت امام حسن عليه السّلام در حضور معاويه اين حقيقت بيان شده است « امالى طوسى » ج 2 ص 172 و « غاية المرام » ص 298 حديث 26 و 27 .