تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢

اميرالمؤمنين لقب خاص على بن أبىطالب است

ابن عَسَاكر از أبو المَحَاسن عبد الرَّزَّاق بن محمّد در كتابش با سند متّصل خود از علاء بن مُسَيِّب ، از أبو داود ، از بريده أسْلَمِى روايت كرده است كه قَالَ : أمَرْنَا رَسُولُ اللهِ ( ص ) أنْ نُسَلَمَ عَلَىٍ عَلِىٍّ بِإمْرَة الْمُؤمِنينَ ؛ وَ نَحْنُ سَبْعَة وَ أنَا أصْغَرُ اْلقَوْمِ يَوْمَئِذٍ . « 1 » بريده اسلمى گفت كه : رسول خدا ( ص ) ما را امر كرد كه به علىّبن‌أبىطالب أمير المؤمنين سلام كنيم ؛ و ما هفت نفر بوديم و در آن روز من از همه آنها كوچكتر بودم . » محمّد بن علىّ بن شهرآشوب در كتاب « مناقب » از طريق عامّه روايت كرده است كه : در تفسير مجاهد گفته است : آنچه در قرآن كريم يا ايها الذين آمنوا وارد شده است از براى علىّ بن أبى طالب ( ع ) سابقه است ؛ چون او برمؤمنين در اسلام سبقت دارد . و عليهذا خداوند در هشتاد و نه مورد به عنوان أمير المؤمنين و سيّد المخاطبين تا يَوْمُ الدّين ، او را نام برده است . و سپس گويد : آن خبرى كه متضمّن امر به سلام كردن به آن حضرت است با عنوان أمير المؤمنين ، در نزد شيعه متواتر است و اكثر از عامّه با طرق مختلف آن را روايت كرده‌اند ، و ما هيچيك از راويان اهل تسنّن را نديده‌ايم كه در سنَد آن اشكال كنند ، و يا قول رسول خدا : سلموا على على بأمره المؤمنين را ردّ كرده و تلقّى به قبول ننمايند . و اين حقيقت را علماءِ آنها همچون منقرى با إسناد خود به عمران از بَريده أسلَمى روايت كرده‌اند . و نيز يوسف بن كليب مسعودى با اسناد خود از أبو داود سبيعى روايت كرده ، و نيز عبّاد بن يعقوب اسدى با اسناد خود از أبو داود سبيعى از أبو بريده روايت كرده كه : أبو بكر بررسول خدا ( ص ) وارد شد . رسول خدا به او فرمود : إذْهَبَ فَسَلَمْ عَلَى أميرالْمُؤمِنينَ ! فَقَالَ : يَا رَسوُلَ اللهِ وَ أنْتَ حَىُّ ؟ قال : وَ أنَا حَىُّ ! ثُمَّ جَاءَ عُمَرُ فَقَالَ لَهُ مِثْلَ ذَلِلكَ . « برو بر أمير المؤمنين سلام كن ! أبو بكر گفت : اى رسول خدا با وجود اينكه شما زنده هستيد ؟ ! رسول خدا گفت : آرى . پس از آن عمر آمد ، و رسول اللّه به همين نهج به او گفتند . »
هامش
( 1 ) - « تاريخ دمشق » ، ج 2 ، ص 259 و ص 260 .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 112 | السيد محمد حسين الطهراني