كردند .
و در اين صورت كه خود او اعتراف مىكند كه اگر انصار قبل از آنكه با أبو بكر بيعت كنند اين سخنان را از على شنيده بودند يكنفر از بيعت على سر نمىپيچيد ، معلوم مىشود كه آن محلّ رأى گيرى و سقيفه بنى ساعده كه چنين وضعى در آن حكمفرما بوده كه مهمترين كانديد و نامزد خلافت با اين خصوصيات در آن نبوده كه اگر بود بهطور يقين وضع و كيفيّت مجلس صورت ديگرى به خود مىگرفت ، در اين صورت از درجه اعتبار ساقط ، و آن مجتمع مخفيانه از حضور على و بنى هاشم و سَران مهاجر و انصار كه بهطور غليه و خُفْيه تحقّق پذير فاقد ارزش است .
أمير المؤمنين عليه السّلام را به جرم جوانى كنار زدند
يك اشكالى كه برخلافت أمير المؤمنين ( ع ) داشتند جوانى او بود . مىگفتند : على جوان است . أبو عبيده جَرَّاح در مسجد كه على را براى بيعت برده بودند به او گفت :
يَا بْنَ عَمِّ ، إنَّكَ حَديثُ السِّنِّ وَ هَؤْلاءِ مَشِيخَة قَوْمِكَ ، لَيْسَ لَكَ مِثْلُ تَجْربَتِهِمْ وَ مَعْرِفَتِهِمْ بِالْامُورِ ؛ وَلَا أرَى أبَا بَكْرٍ الَّا أقْوَى عَلَى هَذَا الْأمْرَ مِنْكَ وَ أشَدَّ احْتِمَالًا وَ اضْطِلَاعاً بِهِ ، فَسَلَّمْ لِأبى بَكْر هَذَا الْأمْرِ ! فَانَّكَ إنْ تَعِشْ وَ يَطُلْ بِكَ بَقَاءُ فَأنْت لِهَذا الْامْرِ خَلِيقُ وَ بِهِ حَقِيقُ فى فَضْلِكَ وَ دِينِكَ وَ عِلْمِكَ وَ فَهْمِكَ وَ سَابِقَتِكَ وَ نَسَبِكَ وَ صِهْرِكَ ! « 1 »
اى پسر عمو ! تو جوانى و سِنَّت كم است ، و اين جماعت ، شيوخ قوم تو هستند ! تو همانند آنها تجربه و معرفت به امور را ندارى ؛ و من به يقين مىدانم كه أبو بكر از تو بر اين امر قدرتش افزونتر است ! و صبر و طاقتش در نهوض و قوّت در حمل اين بار بيشتر است ! تو اين خلافت و امامت را به أبو بكر بسپار ! پس اگر زنده ماندى و عمرت طولانى شد در آن صورت تو براى حكومت سزاوارى ، و براى حمل اين بار ، استوار و متين و نيرومند و قمين ! به جهت فضل تو و دين تو و علم تو و فهم تو و سابفه تو و نسب تو و دامادى تو . »
رد اشكال جوان بودن على عليه السّلام
در اينجا مىبينيم كه با اين عبارات حساب شده ، چگونه أبو عبيده جَرَّاح كه سوّمين نفرى است كه با أبو بكر بيعت كرده است و از كارگردانان سقيفه بوده و
هامش
( 1 ) - « الإمامة و السِّياسة » ص 12 .