تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
انوار ، اظهار كرده و أبو بكر را با ريش سفيد به ملاحظه آنكه پدر زن پيغمبر است مقدّم مىداريد ! ؟

نص رسول اللّه بر امير مؤمنان بودن على بن أبىطالب عليه السّلام

مگر خود رسول خدا به قدر شما فهم نداشت كه او را وصىّ بكند و زمام امور مسلمين را به خلافت كلّيّه الهيّه به دو بسپارد ؟ او علىّبن‌أبىطالب را به لقب أميرُالْمَؤمِنين ملقّب كرد ، يعنى رئيس و سيّد و سالار مؤمنان . در وقتى كه خطبه غدير را به پايان رسانيد دستور داد امَّت بيايند ، و شيوخ قريش بيايند ، و حتّى زوجات و زنهاى خود بيايند و به آن حضرت با عنوان امارت مؤمنين تهنيت و سلام گويند ؛ يعنى بگويند : السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أمٍيرَالْمُؤمِنينَ . آيا خدا و رسول خدا نفهميدند كه او لياقت امارت و حكومت را ندارد و شما فهميديد ؟ ! مگر خود شما روايت نمىكنيد كه قَالَ رَسُولُ اللهِ ( ص ) : مَا أنْزَلَ اللهُ آيَة فِيهَا
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا » *
إلَّا وَ عَلِىُّ رَأْسُهَا وَ أمِيرُهَا . « 1 » رسول خدا ( ع ) فرمود : « خداوند آيه‌اى را در قرآن نازل نكرده است كه در آن
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا » *
( خطاب به جميع مؤمنان ) باشد مگر اينكه على رئيس آن آيه و امير آن آيه است ؟ »
هامش
( 1 ) - « حِلْية الأولياء » ج 1 ، ص 64 از محمّد بن عمر بن غالب ، از محمّد بن أحمد بن ابى خيثمه ، از عبّاد بن يعقوب ، از موسى بن عثمان حضرمى از اعمش ، از مجاهد ، از ابن عبّاس ، از رسول خدا ( ص ) روايت كرده است . و در « تاريخ ابن عساكر » ج 2 از ص 428 تا 430 پنج روايت با سندهاى مختلف به همين مضمون و يا مشابه آن روايت كرده است . و ابن شهرآشوب « در مناقب » ج 1 ص 546 چنين گويد : جماعتى از ثقات روايت كرده‌اند از اعمش ، از عبايه اسدى ، از على بن أبى طالب ؛ و نيز روايت كرده‌اند از ليث ، از مجاهد و سدى ، از أبو مالك ؛ و ابن ابى ليلى ، از داود بن على ، از پدرش ؛ و ابن جريج از عطاء و عكرمه و سعيد بن جبير همگى از ابن عبّاس ؛ و نيز روايت كرده است عوام بن حوشب ، از مجاهد ؛ و روايت كرده اعمش ، از زيد بن وهب از از حذيفه ؛ جميعا از رسول خدا ( ص ) روايت كرده‌اند كه : آن حضرت فرموده است : ما أنزل اللّه تعالى آيه فى القرآن فيها« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا » *إلّا و علىُّ أميرها و شريفها و در روايت حذيفه اينطور است : الّا كان لعلىّ بن أبىطالب لُبُّها و لُبابها . و در رواياتى اينطور است : إلّا علىُّ رأسها و أميرُها و در روايت يوسف بن موسى قطان و وكيع بن جراح : أميرها و شريفها لأنّه أول المؤمنين إيماناً . و در روايت ابراهيم ثقفى و أحمد بن حنبل و ابن بطّه عكبرى از عِكْرَمة ، از ابن عبّاس : الّا علىُّ رأسها و شريفُها و أميرها . و در صحيفه حضرت رضا ( ع ) اين طور وارد است كه : ليس فى القرآن« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا » *إلّا فى حقّنا ، و لا فى التّوراة« يا أَيُّهَا النَّاسُ » *إلّا فينا