تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
فَقَالَ بَشِيُربْنُ سَعْدٍ الْأنْصَارِىُّ : لَوْ كَانَ هَذَا الْكَلَامَ سَمِعَتْهُ الْأنْصَارُ مِنْكَ يَا عَلِىُّ قَبْلَ بَيْعَتِهَا لِابى بَكْرٍ مَا اخْتَلَفَ عَلَيْكَ اثْنَانِ ! « 1 » « خدا را در نظر بگيريد ! خدا را در نظر بگيريد ! اى جماعت مُهاجرين ! قدرت و سلطه و اقتدار محمّد را از خانه او و از بيخ و بُن اطاق و مسكن او ، به خانه‌ها و در بيخ و بُن اطاقها و مَسْكَنهاى خود نَبريد ! و اهل او را از مَقام و منزلت او در ميان مردم ، و از حقّ او بر كنار مكنيد و دور نيندازيد ، و ممانعت و جلوگيرى به عمل نياوريد . سوگند به خدا اى جماعت مهاجرين ! ما از همه مردم به پيامبر سزاوارتريم ؛ چون ما اهل بيت او هستيم ، و ما در اين امر امامت و حكومت از شما أولى و أحقّ هستيم و سزاوارتر مىباشيم ! آنچه در ميان امَّت ، قارى كتاب خدا ، و فقيه و بصير در دين خدا ، و عالم به سُنَّت‌هاى رسول خدا ، و قوىّ و استوار در امر رعيّت ، و مدافع گزندها و آسيب‌هاى ناگوار از آنان ، و قسمت كننده حقوق مُسْلمين را بين آنها به‌طور عَدْل و مساوى ، پيدا شود سوگند به خدا در ميان ما اهل بيت ما است . پس شما از هوا نفس خويشتن پيروى منمائيد كه از راه خدا گمراه خواهيد شد ! بشير بن سَعْد انصارى گفت : اى على اگر اين سخنان را طائفه انصار قبل از بيعت با أبو بكر شنيده بودند همگى يكپارچه با تو بيعت به امامت مىكردند به طورى كه دو نفر كه با هم اختلاف داشته باشند يافت نمىشد . » بايد دانست كه اين بَشِيرُبن سَعْدِ ، بَشِيرُبن سَعْدِ بْنِ ثَعْلَبَة بْنِ جُلاس انصارى خزرجى از سادات و بزرگان طائفه خزرج است « 2 » ، و همان كسى است كه در سقيفه از روى حسد با سَعْد بن عباده رئيس طائفه أوْس اوَّلين كسى بود كه حتّى قبل از عُمَر و ابو عُبَيْده جَرَّاح با أبو بكر بيعت به خلافت كرد ، و انصار نيز به پيروى از او بيعت
هامش
( 1 ) - « الإمامة و السِّياسة » طبع مصر ، سنهء 1328 هجرى ، ص 12 و ص 13 . أحمد امين مصرى در جلد اوّل از كتاب « ضحى الاسلام » ص 402 گويد : ابن قُتيبه : أبو محمّد عبداللّه بن مسُلم است . اصل او فارسى و از اهل مرو است . در بغداد به رشد و كمال علمى خود رسيد و سمت قضاوت را عهده دار شد و پس از آن قضاوت دينور را به عهده داشت و از اين جهت او را دينورى گويند ، و سپس در بغداد معلّم شد . و مدّت حيات او از سنهء 213 تا سنهء 276 هجرى بوده است . ( 2 ) - « اسْد الغابة » ، ج 1 ، ص 195 .