مى جويند . و فقط اين حديث حجّت است بر عليه كسانى كه معاويه را ولىّ خود شمرده و او را نصرت نمودهاند .
پس اين حديث دلالت بر امامت على ندارد ، بلكه دلالت بروجوب نصرت او دارد ، خواه امام باشد و خواه مأموم باشد . زيرا اگر در وقت خطبه رسول اللّه دلالت بر امامت كند ، لازمهاش آن است كه على با وجود خود حضرت رسول خدا نيز امام باشد ؛ و شيعه خودش چنين نظريهاى ندارد .
و دو فرقه شيعه و سُنىّ در اين موضوع گفتارى دارند كه ما دوست نداريم استقصا نموده و همهاش را بيان كنيم و به حاقِّ مطلب برسيم و بين آنها ترجيح دهيم ؛ چون اين گونه بحثها جَدَلْ است كه موجب افتراق مسلمين مىشود ، و ايجاد دشمنى و عداوت در ميان آنها مىكند . و تا وقتى كه عصبّيتِ مذاهب و طرفدارى از يك مذهب برجمهورِ مردم غالب است اميد جستجوى حقّ در مسائل خلافيّه فيما بين آنها نيست ، و همچنين اميدى در تجنب از تفرقه و دشمنى در نتيجه بحث در مسائل خلافيه نيست .
و امّا اگر عصبيّت از بين برود و عامّه مردم آن را به يك سو افكنند ديگر براى مسلمين تفاوتى ندارد ؛ چه اين مذهب و آراءِ آن ثابت شود ، و يا آن مذهب و آراء آن زيرا در آن صورت با آئينه انصاف مىنگرند ، و با ديده اعتبار نظر مىكنند ، و براى اهل حقّ درود مىفرستند ، و براى خطاكاران استغفار مىكنند .
رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا وَ لِإِخْوانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونا بِالْإِيمانِ وَ لا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنا غِلًّا لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنا إِنَّكَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ .
« 1 »
« بار پروردگار ما ! ما را مورد غفران خود قرار ده ، و نيز برادران ما را كه در ايمان برما سبقت گرفتهاند مورد غفران آمرزش خود قرار ده ! و نسبت به كسانى كه ايمان آوردهاند هيچ گونه غِلّ و كدورتى در دلهاى ما مگذار » !
ما بحول خدا و قوّته مانند آفتاب روشن ساختيم كه معناى ولايت كه همان مقام عبوديَّت مَحْضه و رفع حجاب فيما بين حضرت معبود و عبد است و لازمه آن قرب
هامش
( 1 ) - « تفسير المنار » شيخ محمّد عَبْده ، ج 6 ، ص 465 و ص 466 . و اين فقره جزئى از آيه 10 ، از سورهء 59 ؛ حشر است .