ابيات بشنوى در گفتار مخالفان كه امامت را به على نميدهيم
فَقَالَ عَدُوُّ اللهِ : لَا هُمَّ إنْ يَكنْ * كمَا قَالَ حَقّاً بِى عَذَاباً فَأوْقِعِ 4
فَعُوجِلَ مِنْ افُقِ السَّمَاءِ بِكفْرِهِ * بِجَنْدَلَة فَانْكبَّ ثَاوٍ بِمَصْرَعِ 5 « 1 »
1 - رسول خدا مىگفت : اين على امروز براى امَّت من صاحب اختيار است . پروردگار را شاهد باش آنچه را كه گفتم .
2 - پس يك مرد منافق كه أهل شقاق و عداوت بود رسول خدا را با سخنان دردناكى كه از دل دردآور او بر مىخاست مخاطب قرار داده و گفت :
3 - آيا اين نَصْبِ ولايت از پروردگار ماست ؟ يا آنكه تو خودت اختراع و ابداع كردهاى ؟ پيغمبر گفت : معاذ الله ، پناه مىبرم به خدا من ابداع كننده نيستم .
4 - آن دشمن خدا گفت : پروردگارا اگر آنچه را پيغمبر گفته است حقّ است ، عذابى را بفرست تا بر من واقع شود .
5 - به سبب كفرى كه آورد از افُق آسمان ، خداوند با سنگ بزرگى او را به عقوبت رسانيده و در كيفرش تسريع و شتاب شد ، و به رو در افتاد و در مصرع و محلّ زمين خوردنش جان داد و اقامت گزيد . »
و نيز ابن شهرآشوب گويد : در خبر است كه :
إنَّ النَّبِىَّ صَلِى اللهِ عَلَيهِ و آلِه كانَ يُخْبِرُ عَنْ وَفَاتِهِ بِمُدَّة و يَقُولُ : قَدْ حَانَ مِنىِّ خُفُوقُ مِنْ بَيْنِ أظْهُرٍكمْ ! وَ كانَتِ الْمُنَافِقُونَ يَقُولُونَ لَئِنْ مَاتَ مُحَمَّدُ لَيَخْرَبُ دِينُهُ . فَلَمَّا كانَ مَوْقِفُ الْغَديرِ قَالوُا : بَطَلَ كيْدُنَا . فَنَزَلَت :
الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ
- الآية . « 2 »
« قبل از مدّتى كه رحلت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله واقع شود ، آن حضرت خبر از مرگ خود مىداد و مىگفت : نزديك شده است كه من از ميان شما غائب شوم . و منافقين مىگفتند : اگر محمّد بميرد ، دينش خراب مىشود . چون موقف غدير واقع شد گفتند : كيد و انديشه ما باطل شد . اين آيه نازل شد : « امروز كافران از دستبرد به دين شما مأيوس شدند ، از ايشان مترسيد و از من بترسيد . من امروز دين شما را كامل كردم . »
هامش
( 1 ) - « . . . مناقب » ابن شهرآشوب ، ج 1 ، ص 538 . و « الغدير » ، ج ، ص 125 .
( 2 ) - « مناقب » ابن شهرآشوب ، ج 1 ، ص 538 . و « الغدير » ، ج ، ص 125 .