تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
آمدند ، حضرت حمد و ثناى خدا را بجاى آورد ، و خطبهء خود را ايراد كرد ، تا رسيد بدينجا كه : أيّها النّاس إنّى تارك فيكم الثّقلين : الثّقل الأكبر كتاب الله عزّ و جلّ طرف بيد الله ، و طرف بأيديكم فتمسّكوا به ، و الثّقل الأصغر عترتى أهل بيتى فإنّه قد نبّأنى اللّطيف الخبير أنّهما لن يفترقا حتّى يردا علىّ الحوض كأصبعىّ هاتين - و جمع بين سبّابتيه - و لا أقول كهاتين - و جمع بين سبّابته و الوسطى - فتفضل هذه على هذه . « اى مردم ! من در ميان شما از خود دو چيز نفيس و پر قيمت باقى مىگذارم : متاع و چيز نفيس بزرگتر كتاب خداوند عزّ و جلّ است ، يك طرف آن به دست خداست ، و طرف ديگرش به دست شماست ، پس شما بدان چنگ زنيد و بگيريد ! و چيز نفيس كوچكتر عترت من أهل بيت من است . چون خداوند لطيف خبير به من آگاهانيده است كه : آن دو از هم جدا نمىشوند تا در حوض كوثر بر من وارد شوند . رسول خدا در اين حال بين دو انگشت سبّابهء خود را جمع كرده ، و فرمود : اين طور مانند اين دو انگشت . و سپس بين سبّابه و وسطاى خود را جمع نموده و فرمود : نمىگويم : اين‌طور مانند اين دو انگشت كه يكى بر ديگرى برترى و فضيلت دارد » . يعنى هر دو در أخذ و تمسّك يكسان هستند گرچه يكى ثقل اكبر و ديگرى ثقل أصغر است . گروهى پس از شنيدن اين خطبه اجتماع كردند و گفتند : محمّد إراده كرده است كه : امامت را در أهل بيت خودش قرار دهد . و چهار نفر از آنها از منى خارج شده ، و داخل مكّه شده ، و رفتند تا درون كعبه ، و در آنجا فيما بين خود معاهده كرده و پيمان نوشتند كه اگر محمّد بميرد و يا كشته شود ، نگذارند أمر ولايت و إمامت در ميان أهل بيت او قرار گيرد ، و در اينجا خداوند اين آيه را نازل كرد .
أَمْ أَبْرَمُوا أَمْراً فَإِنَّا مُبْرِمُونَ - أَمْ يَحْسَبُونَ أَنَّا لا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَ نَجْواهُمْ بَلى وَ رُسُلُنا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ
« 1 » .
هامش
( 1 ) - آيه 79 و 80 از سورهء 43 : زخرف .