كرد ، تا به حدّى كه محاسن شريفش اشكآلود شد ، و گفت : اى جبرائيل ! اين قوم من كه مسلمان شدهاند ، با رسوم و آداب جاهليّت دير زمانى نيست كه جدائى جستهاند ، من با آنها طوعا يا كرها از در شدّت در آمدهام تا منقاد و مطيع شدهاند ، در اين صورت اگر غير از خودم كسى را بر آنها تحميل كنم چه خواهد شد ؟ در اين حال جبرائيل صعود كرد .
و صاحب كتاب « النّشر و الطّىّ » در اينجا داستان آمدن امير المؤمنين را از يمن به مكّه ، و داستان خاتم بخشى و نزول آيه
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ
را مفصّلا نقل مىكند ، تا مىرسد به قول رسول الله در منى و آن را از غير حذيفه نقل مىكند ، كه رسول خدا در حجّة الوداع در منى فرمود :
يا أيّها النّاس إنّى تركت فيكم أمرين إن أخذتم بهما لن تضلّوا : كتاب الله و عترتى أهل بيتى ، و إنّه قد نبّأنى اللّطيف الخبير أنّهما لن يفترقا حتّى يردا علىّ الحوض كأصبعىّ هاتين - و جمع بين سبّابتيه - ألا فمن اعتصم بهما فقد نجا ، و من خالفهما فقد هلك . ألا هل بلّغت أيّها النّاس ؟ قالوا : نعم . قال : اللّهمّ اشهد ! « اى مردم ! من در ميان شما دو چيز باقى مىگذارم ، كه اگر هر آينه شما هر دوى آنها را بگيريد و اخذ كنيد هيچگاه إلى الأبد گمراه نشويد : كتاب خدا و عترت من ، أهل بيت من ! و بدانيد حقّا كه خداوند لطيف و خبير به من خبر داده است كه : آن دو تا هيچوقت از هم جدا نمىشوند ، تا بر حوض كوثر با هم بر من وارد شوند .
رسول خدا در اين دو حال دو انگشت سبّابهء خود را با هم به مردم نشان داد و فرمود : مثل اين دو انگشت من هستند . آگاه باشيد اى مردم هر كس به آن دو تا اعتصام كند و تمسّك جويد نجات مىيابد ، و هر كس از آن دو سرپيچى كند ، هلاك مىشود . إى مردم ! آيا من رساندم و إبلاغ كردم ؟ ! گفتند : آرى ! رسول خدا فرمود : بار پروردگارا گواه باش ! و چون آخر ايّام تشريق ( روز سيزدهم ذوالحجّة ) رسيد خداوند سورهء
إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ
را نازل كرد . حضرت فرمود : خبر مرگ من آمده است و در مسجد خيف آمد ، و ندا در داد : الصّلاة جامعة . مردم همگى در أطراف آن حضرت گرد