تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
« بلكه ايشان أمرى را در نزد خود إبرام و محكم كارى مىكنند ، و ما اين طور هستيم كه امور را إبرام مىكنيم و محكم مىنمائيم . بلكه ايشان چنين مىپندارند كه ما از أسرار آنان مطّلع نيستيم ، و نجوى و رازگوئىهاى آنها را نمىشنويم ! آرى مىشنويم و اطّلاع داريم ، و فرستادگان ما از فرشتگان در نزد ايشان ، آنها را مىنويسند » . در اينجا مجلسى به عنوان جملهء معترضه مىگويد : نگاه كن به اين تدريجى كه از جانب رسول الله ، و به لطفى كه از جانب خدا دربارهء إمامت مولانا أمير المؤمنين - صلوات الله عليه - صورت گرفته است ، زيرا در أوّلين وهله در مدينه خداوند آيه :
وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُهاجِرِينَ
را فرستاد ، و تصريح كرد كه نزديكترين فرد به پيغمبر از مؤمنان و مهاجران ، مقدّم است و أولويّت دارد . و خداوند با نزول اين آيه ، مؤمنان و مهاجران را از إمامت و ولايت امّت اسلام عزل نموده ، و اين أمر را اختصاص به اولوا الأرحام رسول الله صلى اللّه عليه و آله داد . و پس از اين نظر كن : چگونه بعد از آنكه رسول خدا به مكّه وارد شدند ، جبرائيل براى تعيين على آمد ، و چون رسول خدا به جهت إشفاق و محبّت به قوم كه چون با على حسد داشتند به پروردگارش مراجعه كرد ، چگونه خداوند به لسان ديگر با نزول آيه :
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ
مطلب را رسانيد ، و با اين توصيف از على ، پرده از چهرهء اختفا برداشت ! و سپس نگاه كن و ببين : چگونه رسول خدا بواسطهء خطبه‌هائى كه در منى و در مسجد خيف خواند ، در آنجا از اهل بيت خود ياد كرد ، و زمينه‌ساز براى معرّفى قرار داد ! صاحب كتاب « النّشر و الطّىّ » مىگويد : رسول خدا از مكّه متوجّه مدينه شد ، مرارا و مرّة بعد مرّة رسول خدا صلى اللّه عليه و آله به خداوند - سبحانه و تعالى - مراجعه كرده ، و خداوند نيز در اين باره به پيغمبرش مكرّرا وحى فرستاده است . حذيفه گويد : پيامبر به أصحاب و حجّاج إذن رحيل از مكّه به مدينه داد ، و ما هم حركت كرديم . در ضجنان جبرائيل نازل شد ، و أمر كرد كه رسول الله إعلان ولايت على را بنمايد ، از اينجا پيامبر آمد تا به جحفه رسيد ، و همين كه مردم به أمر