تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
فلم أبلغ بها لعنا و لكن * أساء بذاك أوّلهم صنيعا 3 فصار بذلك أقربهم لعدل * إلى جور و أحفظهم مضيعا 4 أضاعوا أمر قائدهم فضلّوا * و أقومهم لدى الحدثان ريعا 5 تناسوا حقّه و بغوا عليه * بلا ترة و كان لهم قريعا 6 فقل لبنى اميّة حيث حلّوا * و إن خفت المهنّد و القطيعا 7 ألا افّ لدهر كنت فيه * هدانا طائعا لكم مطيعا 8 أجاع الله من أشبعتموه * و أشبع من بجوركم أجيعا 9 و يلعن فذّ امّته جهارا * إذا ساس البريّة و الخليعا 10 بمرضىّ السّياسة هاشمىّ * يكون حيا لامّته ربيعا 11 و ليثا فى المشاهد غير نكس * لتقويم البريّة مستطيعا 12 يقيم امورها و يذبّ عنها * و يترك جدبها أبدا مريعا 13
1 - « و در روزى كه از درخت‌ها سايبان درست كردند ، از درختان غدير خمّ ، رسول خدا صلى الله عليه و آله ولايت علىّ بن ابي طالب عليه السّلام را بر مردم آشكارا نمود ، اگر مورد قبول واقع مىشد و پيروى مىشد . 2 - و ليكن مردان از قوم ، آن ولايت را مبايعه كردند ، و به دادوستد و خريد و فروش آن پرداختند ، و من هيچگاه نديده‌ام أمر بزرگى همانند ولايت ، مورد مبايعه قرار گيرد ، و مبيع واقع شود . 3 - و من لعنت و تبرّى خود را بدين مبايعه نمىرسانم ، و ليكن اوّل آن مردان بدين مبايعه كار زشتى انجام داد . 4 - و بدين عمل ، نزديكترين آنها به عدالت به سوى جور و ستم كشيده شد ، و نگهبان‌ترين آنها ، خراب كننده و ضايع كننده شد . 5 - أمر و فرمان رهبرشان على را گم كردند و ضايع نمودند پس گمراه شدند ، أمر آن كسى را كه در حادثات جهان از همهء افراد سعه و گشايشش استوارتر و محكم‌تر بود . 6 - حقّ او را عمدا به مرحلهء نسيان سپردند ، و بر او ستم كردند ، بدون آنكه قصاص و خونى از او طلب داشته باشند ، با آنكه او رئيس و سرپرست و قيّم ايشان بود .