تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
مخالفت او با جيش اسامه مىكند ، و اعتراف به گفتار عمر كه : من قال : إنّ محمّدا مات قتلته بسيفى « 1 » مىنمايد ، و اعتراف به سقيفه و أمر امامت أبو بكر و بيعت عمر و گفتار او كه : ألا إنّ بيعة أبى بكر كانت فلتة وقى الله شرّها ، فمن أعاد إلى مثلها فاقتلوه ، فأيّما رجل بايع رجلا من غير مشورة من المسلمين فإنّهما جديران أن يقتلا ، « 2 » و اعتراف به دعواى حضرت فاطمه فدك را ، و اعتراف به جنگ أبو بكر با مانعين زكات مىكند ، و بالجمله يكايك از نقمات و خطايا و گناه‌هاى عثمان را مىشمرد ، سپس مىگويد : تمام اين كارها براى مصلحت مسلمين واقع شده است ، و خلافت بايد با انتخاب و رأى مردم باشد « 3 » . و بعدا مىگويد : و بالجمله كان علىّ مع الحقّ و الحقّ مع علىّ - الكلام « 4 » . آيا اين مرد دانشمند ، به كتب روايات و سنن و تاريخ وارد نبوده است ؟ آيا أحاديث غدير را در اين كتب مفصّله كه ما نمونه‌اى از آن را در اينجا ذكر كرديم نديده است ؟ آيا قضاوت يكطرفه بنابر أصل دموكراسى و حرّيّت اين إجازه را مىدهد كه از حديث مسلّم و متواترى چشم پوشيد ، و آن را نسيا منسيّا گرفت ؟ آنچه مسلّم است گناه اين جيل از مسلمين كه دنبال باطل مىروند ، و از حقّ إعراض مىكنند ، به گردن اين گونه دانشمندانى است كه تاريخ صحيح را با آراء خود مشوب مىكنند ، آنگاه آن تاريخ مشوب را تحويل جامعه و عوام مىدهند . اين مساكين كه با اين صحنه‌سازىها مىخواهند خلافت أبو بكر را بر اساس دموكراسى جلوه دهند ، و پايه‌هاى مذهب خود را استوار كنند ، در خلافت عمر كه به نظريّهء استبداديّهء شخصيّهء ابو بكر صورت گرفت چه مىگويند ؟ و در خلافت عثمان كه به نظريّهء استبداديّهء شخصيّهء عمر صورت گرفت چه مىگويند ؟ آيا در
هامش
( 1 ) - « هر كس بگويد : محمّد مرده است ، من او را با شمشيرم مىكشم » . ( 2 ) - « آگاه باشيد كه بيعت با ابو بكر بدون نظر و تدبير و استحكام بود ، و سرسرى صورت گرفت ليكن خداوند مردم را از شر آثار و عواقب آن حفظ كرد . پس هر كس بخواهد همانند آن بيعت با كسى بيعت كند ، او را بكشيد ! هر مردى كه بدون مشورت مسلمين با ديگرى بيعت كند آن دو نفر سزاوارند كه كشته شوند » . ( 3 ) - « دائرة المعارف وجدى » ج 7 ص 218 به بعد . ( 4 ) - همين كتاب ص 222 .