اكثريّت ، موافق با روح دموكراسى مىدانند .
أحمد أمين مصرى در كتب خود : « فجر الإسلام » و « ضحى الإسلام » و « ظهر الإسلام » از هيچگونه تهمت و اتّهام بر شيعه ، و بر كتب شيعه و بر علماى شيعه خوددارى نكرده است ، و هر كس اين كتب را ببيند از عناد و لجاج او مطّلع مىشود ، و ليكن معذلك داستان غدير را إقرار و اعتراف دارد .
در كتاب « تفكّر نوين سياسى إسلام » مىگويد : أحمد أمين مىكوشد تا يك بحث پيچيده ، در مورد اين نكات را با تحويل صور خاصّ مذهب شيعه ، در برابر مذهب سنّى به چهار اصل عمده - يعنى عصمت ، مهدويّت ، تقيّه و رجعت إمام - ساده نمايد . در پس بيشتر ملاحظات أمين ، در مورد اين چهار مسئله معيارهائى از يك ذهن نوگرا و ليبرال وجود دارد . او به تئورى إمامت شيعه معترض است ، نه ازاينجهت كه به موثّق بودن حديث غدير معتقد نيست ( كه به إقرار خود او حتّى مورد قبول برخى از مورّخان سنّى نيز هست ) بل بدين جهت كه تصوّرات نوين دموكراسى را نقض مىكند « 1 » .
شيخ محمّد عبده در « تفسير المنار » نوشتهء سيّد محمّد رشيد رضا گويد : امّا حديث من كنت مولاه فعلىّ مولاه را أحمد در « مسند » خود از حديث برآء و بريدة ، و ترمذى و نسائى و ضيآء در « مختارة » از حديث زيد بن أرقم و ابن ماجه از برآء آوردهاند ، و بعضى از أهل روايات آن را حديث حسن شمردهاند ، و ذهبى با اين عبارت آن را از أحاديث صحيحه شمرده است ، و نيز سند روايت كسانى را كه در آن لفظ اللّهمّ وال من والاه ، و عاد من عاداه ، و انصر من نصره ، و اخذل من خذله را إضافه كردهاند موثّق شمرده است .
و در روايت است كه پيامبر مردم را مخاطب قرار داد ، اصول دين را بيان كرد ، و به أهل بيت خود توصيه نمود به اين عبارت كه : إنّى قد تركت فيكم الثّقلين : كتاب الله و عترتى أهل بيتى ، فانظروا كيف تخلفونى فيهما ، فإنّهما لم - يفترقا حتّى يردا علىّ الحوض .
الله مولاى ، و أنا ولىّ كلّ مؤمن ، ثمّ أخذ بيد علىّ و قال : من كنت مولاه
هامش
( 1 ) - « تفكّر نوين سياسى اسلام » ، تأليف دكتر حميد عنايت ، در ترجمهء أبو طالب صارمى ص 39 .