تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
انتخاب عمر و يا در انتخاب عثمان مشورت با عموم مسلمين صورت گرفت ؟ از آنچه ما در اينجا بيان كرديم روشن مىشود كه سرّ اخفاء و اختفاء حديث غدير چه بوده است ؟ حديث غدير ديگر مجال تروّى و تأمّل به كسى نمىدهد ، و همانطور كه أبو حنيفه گفت : لا تقرّوا بها فيخصموكم ! « اعتراف به آن نكنيد كه طرفداران على شما را با آن حديث مغلوب مىكنند » ، پس راه چاره مخفى نمودن حديث غدير است ، همچنان كه بخارى و مسلم در صحاح خود نياورده‌اند ، فلهذا مىبينيم صحاح اين دو در نزد أهل سنّت معتبرتر است زيرا كه پايه‌هاى تسنّن را محكم‌تر مىكند ، و خلفاى وقت و حكّام زمان بر أساس سياست خود با اين دو كتاب نزديكترند . بخارى و مسلم أحاديث مهدى قائم آل محمّد را نيز نياورده‌اند ، و بكلّى از آن چشم پوشيده‌اند . و ليكن چهار صحيح ديگر آنان : نسائى ، أحمد حنبل ، ترمذى ، و ابن ماجة هم حديث غدير و هم حديث مهدى آل محمّد را با سندهاى صحيح بيان كرده‌اند . و ليكن نقّادان سيره و تاريخ ، و حتّى مستشرقين بىطرف تصريح كرده‌اند كه طبق منطق و نظريّهء اسلام ، حقّ با علىّ بن أبي طالب بوده است ، و او را از اين حقّ محروم كرده‌اند .

[ خضوع أجانب در برابر شخصيّت أمير المؤمنين عليه السّلام ]

جورج سجعان جرداق مسيحى مىگويد : « در پيشگاه حقيقت و تاريخ برابر است چه اين مرد را بشناسى و چه نشناسى ! زيرا حقيقت و تاريخ گواهى مىدهد كه او عنصر بىپايان فضيلت ، شهيد و سالار شهيدان ، نداى عدالت انسانى ، و شخصيّت جاودانهء شرق است . اى جهان چه مىشد اگر همهء نيروهايت را در هم مىفشردى ، و در هر روزگارى شخصيّتى مانند على عليه السّلام با آن عقل ، و قلب ، و زبان ، و شمشير ، نمودار مىكردى ؟ ما ذا عليك يا دنيا لو حشدت قواك فأعطيت فى كلّ زمان عليّا بعقله و قلبه و لسانه و ذى فقاره » ؟ ! فؤاد جرداق مسيحى مىگويد : « هرگاه دشوارىهاى زندگى به من روى آورند ، چون بخواهم از رنج روزگار آسوده شوم به آستان على عليه السّلام از اندوه خود پناه مىبرم ، زيرا او پناهگاه هر ماتمى است ، او بر ستمكاران همچون رعد ، و بر