تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
در راه خدا دو نفر هم پيدا نمىشد كه با هم اختلاف كنند ، و امامت را سلف و گذشته از گذشته ، و آينده از آينده ارث مىبرد ، تا اينكه قائم ما كه نهمين فرزند از صلب پسرم حسين است قيام مىكرد ، و ليكن ايشان آنچه را كه خداوند عقب نگاهداشت ، جلو انداختند ، و آنچه را جلو نگاهداشت ، عقب انداختند ، تا همين كه پيامبر مبعوث را در قبر خوابانيدند و لحد را به روى او بستند و او را در ميان قبر مهيّا شده پنهان كردند ، با ميل و شهوت خود ، اختيار إمام كردند ، و به رأى و انديشهء خود رفتار نمودند . هلاك باشند و بريده ، مرگ بر ايشان باد ! آيا سخن خدا را نشنيدند كه فرمود : اى پيامبر ، پروردگار تو هر چه را كه بخواهد مىآفريند و اختيار مىكند ، براى ايشان اختيارى نيست ؟ آرى شنيدند و ليكن ايشان مصداق كلام خدا در آيه شريفه شدند كه مىفرمايد : اين چشم‌ها كور نيستند ، بلكه دلهائى كه در سينه‌ها قرار دارد كور است . هيهات ، چقدر دورند و چقدر تاريك و گمند . در دنيا سفرهء آمال و آرزوهاى خود را بگستردند ، و مرگهايشان را به خاك فراموشى سپردند . پس هلاكت و مرگ بر آنها باد ، و كردارشان تباه و گم . پناه مىبرم به خداوند از ستم ، بعد از تحوّل و گردش روزگار » . محدّث عظيم الشّأن و سيّد أجلّ أكرم : سيّد هاشم بحرانى در كتاب « غاية - المرام » بعد از نقل روايات عامّه و خاصّه گويد : ما به همين مقدار از نقل روايات وارده در قصّهء غدير خمّ اكتفا مىكنيم زيرا شمارش همهء آنها از حدّ إحصاء بيرون است . شيخ فاضل محمّد بن علىّ بن شهرآشوب در فضل قصّهء غدير خمّ در كتاب خود گويد : علماء اسلام همگى بر أصل وقوع اين خبر اتّفاق دارند ، و اگر اختلافى هست در معنى و تفسير آن است . اين واقعه آن‌قدر انتشار دارد و آن‌قدر شهرت پيدا كرده است كه از جهت وضوح و بيان و ظهور و معروفيّت هيچ خبرى به حدّ اين خبر نمىرسد ، تا به سر حدّى كه در تعريف و بيان ، در حكم حوادث بزرگ روزگار و وقايع مهمّ و وجود شهرها قرار گرفته است ، و هيچكس قادر بر إنكار و ردّ آن نيست مگر شخص لجوج و معاند و مكابر . ما در كدام يك از أخبار و حوادث مىتوانيم كتابى را پيدا كنيم كه در روايت آن و معرفت طرق آن ، زياده از هزار مجلّد كتاب از تصانيف عامّه و خاصّه از