عليهم السّلام بحث بليغ نموده است . و در حقيقت كتاب « الغدير » موسوعه و دائرة المعارفى است بر اساس مكتب تشيّع كه از همه گونه شعر و أدب و تاريخ و فنّ و أخلاق و علم و دين و آئين در آن موجود است . جزاه الله عن العلم و الدّين و الإسلام و الإيمان أحسن الجزاء ، و أسكنه فى بحبوحة جنانه مع أوليائه أئمّة المسلمين من آل خير المرسلين .
علّامهء امينى در مقدّمهء كتاب ، بحثى دربارهء لزوم تاريخ صحيح نموده است ، و آن را موجب رشد و رقاء جامعه دانسته است . يعنى هر سعادتى كه به هر ملّتى برسد ، در أثر تدوين و بحث و نقد و تعديل و ترجيح در تاريخ صحيح است ، كه آن ملّت را به متن واقع رهبرى مىكند ، و به واقع أمر و حقيقت سوق مىدهد ، و اگر أحيانا تاريخ از مجراى صحيح خود منحرف شود ، و مورّخين و خطبا و بلغا و محدّثين و نويسندگان ، حقايق را به صورت دگرى جلوه دهند ، و راه تخيّلات و توهّمات بر مردم باز شود ، بطورى كه نتوانند حقّ را از باطل تميز دهند ، آن وقت است كه آن جامعه رو به تباهى مىرود ، زيرا كه أساس تاريخ و واقعيّت خود را بر امور واهى و بدون اساس پايهگذارى كرده است .
أهميّتى كه واقعهء غدير در تاريخ اسلام ، بلكه در تاريخ بشر دارد ، جاى هيچگونه ترديد نيست ، زيرا كه هيچ عاقلى شكّ ندارد كه شرف هر چيز به شرف غايت و نتيجهاى است كه از آن عائد مىشود . و بنابراين بر هر عاقلى لازم است كه براى دست يافتن به دين و نحله و ستونهاى مذهب خود از مواضيع تاريخ و بنيادهاى آن و اساس و ريشهء آن بكوشد ، زيرا كه بدين وسيله امّتها بهم نزديك مىشوند ، و دولتها بر پا مىگردد ، و نامشان تا أبد پايدار مىماند .
و به همين لحاظ مشاهده مىشود كه مورّخان واقعى و پيشوايان تاريخنگارى ، در ضبط و ثبت مبادى أديان و تعاليم آنها ، و آنچه در پى آمد آنها از تبليغات ، و دعايات ، و جنگها ، و حكومتها ، و إمارتهائى كه نسلهاى بعد را در ساليان متمادى فرا مىگيرد ، تهالك نموده و خود را در معرض خطرها قرار مىدهند .
و چنانچه مورّخى بعضى از اين گونه امور را مهمل گذارد ، و آنطور كه بايد غور و بررسى نكند ، در صحيفهء تاريخ خود جاى چيزى را خالى گذارده است ، كه بيان هيچ واقعه و حادثهء مهمّى نمىتواند جاى آن را بگيرد ، و تاريخ خود را ناقص و
امام شناسى (فارسى) — صفحة 165
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٦٥