است .
من يك نسخه از اين كتاب را كه در زمان خود أبو العبّاس بن عقدة نوشته شده بود ، و تاريخ كتابتش سنهء سيصد و سى بود ، و براى صحّت نقل از او خطّ شيخ طوسى و جماعتى از مشايخ إسلام در آن بود يافتم ، و بنابراين صحّت محتويات آن نسخه بر أرباب بصيرت پوشيده نيست . در آن كتاب نصّ رسول اكرم - صلوات الله عليه - را بر ولايت مولانا علىّ عليه السّلام از يكصد و پنج طريق ذكر كرده بود .
[ علماء عامّه كه دربارهء حديث غدير كتاب نوشتهاند ]
و اگر من تعداد أسامى مصنّفان از مسلمين را كه در اين باب كتابى نگاشتهاند ، در اينجا بياورم ، براى مطالعه كنندگان اين كتاب به طول خواهد انجاميد . و تمامى آن تصانيف اينك در نزد ما موجود است ، مگر كتاب طبرى « 1 » .
و نيز در « اقبال » گويد : فصل ، و امّا آنچه را كه مسعود بن ناصر سجستانى در كيفيّت نصّ رسول خدا دربارهء ولايت مولانا علىّ عليه السّلام روايت كرده است ، يك جلد است كه حاوى بيش از بيست جزوه است . و امّا آنچه را كه محمّد بن جرير صاحب تاريخ در اين باره روايت كرده است ، آن هم يك جلد است ، و امّا آنچه را كه أبو العبّاس بن عقدة و غير او از علماء و روات آوردهاند مجلّدات عديدهاى است « 2 » .
ابن شهرآشوب گويد : علماء همگى إجماع و اتّفاق دارند بر قبول حديث ولايت ، و اختلاف آنها در تأويل و معناى آنست ، اين حديث را محمّد بن إسحق ، و أحمد بلاذرى ، و مسلم بن حجّاج ، و أبو نعيم إصفهانى ، و أبو الحسن دارقطنى ، و أبو بكر بن مردويه ، و ابن شاهين ، و أبو بكر باقلانى ، و أبو المعانى جوينى ، و أبو اسحق ثعلبى ، و أبو سعيد خرگوشى ، و أبو المظفّر سمعانى ، و أبو بكر بن شيبة ، و علىّ بن جعد ، و شعبة ، و أعمش ، و ابن عبّاس ، و ابن الثّلّاج ، و شعبى ، و زهرى ، و اقليشى ، و ابن ماجة ، و ابن البيّع ، و ابن عبد ربّه ، و الكانى ، و أبو يعلى موصلى ، از چند طريق ، و أحمد بن حنبل از چهار طريق ، و ابن بطّة از بيست و سه طريق ، و ابن جرير طبرى از هفتاد و چند طريق در كتاب « الولاية » ، و أبو العبّاس
هامش
( 1 ) - « إقبال » ص 453 .
( 2 ) - « إقبال » ص 457 .