آموختهاند » . و همانند :
إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَسْحُوراً
« 1 » « شما مردم پيروى نمىكنيد مگر از مردى جادو شده » . و همانند :
أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ اكْتَتَبَها فَهِيَ تُمْلى عَلَيْهِ بُكْرَةً وَ أَصِيلًا
« 2 » « گفتارى كه دارد چيزى نيست مگر افسانههاى پيشينيان كه خواسته است براى او بنويسند و آن افسانه هر صبح و شب بر او خوانده مىشود » .
و همانند :
أَنِ امْشُوا وَ اصْبِرُوا عَلى آلِهَتِكُمْ إِنَّ هذا لَشَيْءٌ يُرادُ /
« 3 » « شما مردم برويد در راه خود ، و در پرستش خدايان خود پافشارى كنيد ! آن چيزى است كه مطلوب است و از شما خواسته شده است » .
[ آيه تبليغ بايد بعد از انتشار اسلام آمده باشد ]
و اين گونه گفتار و نظائر آن چيزى نيست كه موجب سستى پايهء دين و هدم اركان آئين گردد ، بلكه دلالت دارد بر آنكه قوم رسول خدا ( كفّار قريش ) در أمرشان مضطرب بوده و استقامتى نداشتهاند .
علاوه بر همهء اينها ، اين اتّهامات و افترائات ، و اين كارشكنىها اختصاص به رسول ما ندارد تا اينكه چون تفرّس كند مضطرب شود ، و از وقوع آن در ترس و دهشت افتد . سائر انبياء و پيغمبران نيز در ابتلاء به سختىها و بلايا و مشكلات دعوت ، با پيامبر ما شريك بودهاند ، و امّتهايشان با بسيارى از آزارها و انواع اذيّتها آنها را مىآزردند . همچنان كه مىبينيم قرآن مجيد از حضرت نوح و پيامبرانى كه بعد از او آمدهاند مفصّلا بيان دارد .
و أمّا بعد از هجرت و استقرار أمر دين در مجتمع اسلامى ، اين امر بسيار تصوّرش ساده است ، زيرا در اين برههء از زمان ، در مسلمانان همه گونه اشخاص مختلف از مؤمنان و منافقان ، و كسانى كه در پنهان براى كفّار جاسوسى مىكردهاند ، و كسانى كه در دلهايشان مرضى بود يافت مىشدند . و اين أفراد در عين اينكه به پيغمبر اكرم ايمان آورده بودند ، ولى معذلك با آن حضرت معاملهء با پادشاهان را مىكردند ، و از جهت حكومت و رياست دنيوى به آن حضرت مىنگريستند ، و با قرآن مجيد كه كتاب وحى آسمانى است ، معاملهء با قوانين
هامش
( 1 ) - آيه 47 ، از سورهء 17 : إسرآء .
( 2 ) - آيه 5 ، از سورهء 25 : فرقان .
( 3 ) - آيه 6 ، از سورهء 38 : ص .