مصونيّت دهد .
در دوران هجرت رسول خدا صلى الله عليه و آله به مدينه ، أهل كتاب بالأخصّ يهود دشمنىها نمودند ، و ستيزگىها كردند ، و با كفّار قريش در جنگها مساعدتها نمودند ، و أحزاب تشكيل دادند ، تا بالأخره منجرّ به قضيّهء بنى قريظة و بنى النّضير و بنى قينقاع و بالأخره يهود خيبر و فدك شد ، و همه مخذول و منكوب شدند . علاوه بر اين ، آيه متضمّن أمر شديد و حكم حادّ و تندى نسبت به يهود نيست و در قرآن كريم در مواضع عديده ، دستوراتى آمده است كه براى يهود بسيار تلختر و سنگينتر بوده است ، و معذلك نحوهء خطاب به پيامبر همانند آيه تبليغ نبوده است ، و از طرف ديگر پيامبر نيز مأموريّتهاى شديدتر و سنگينترى داشته است ، مانند تبليغ توحيد و نفى بتپرستى از كفّار قريش و مشركين عرب . و آنها از طائفهء يهود خونخوارتر و غليظتر و سختتر بودهاند . و معذلك خداوند پيامبرش را در تبليغ به آنان بمانند چنين آيهاى تهديد ننموده است و براى او عصمت و محفوظيّت را تضمين نكرده است . آيات متعرّض به اهل كتاب در اين سوره ، غالب آيات اين سوره را تشكيل مىدهند ، و آيه تبليغ هم مسلّما در همين سوره نازل شده است . و در آن هنگام كه صولت يهود شكسته شده و غضب الهى ايشان را فرا گرفته است كلّما أوقدوا نارا للحرب أطفأها الله چه معنى دارد كه آيه تبليغ با اين خصوصيّت دربارهء آنها و نصارى نازل شود ؟ در آن زمان همهء آنها در تحت حظيرهء اسلام و پناه آن آمده بودند و يهود و نصاراى نجران كه شديدترين مسيحيان بودند ، قبول جزيه كرده بودند ، و با اين حال تهديد خدا چه معنى دارد ؟
و على هذا آنچه را كه فخر رازى و به تبع او بعضى از مفسّران ديگر عامّه از جمله محمّد عبده در « المنار » آوردهاند « 1 » كه اين آيه به مناسبت سياق آيات ، راجع به أهل كتاب است ، خالى از تحقيق و محتواى صحيح است ، زيرا علاوه بر آنچه ذكر شد ، وارد شدن آيهاى ، در ميان سياق آيات ، قابل معارضه با دليل قطعى و روايات و اخبارى كه از علماء عامّه و از بزرگان آنها در كتبشان ثبت شده و از اصحاب بزرگ رسول خدا و تابعين روايت كردهاند نمىباشد . كجا مىتوان به
هامش
( 1 ) - تفسير « مفاتيح الغيب » ج 3 ، ص 636 ، و « تفسير المنار » ج 6 ص 467 .