تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
من به عمر بن يزيد راوى اين روايت گفتم : آن مرد كه بود ؟ گفت : حبشىّ « 1 » . و در « غاية المرام » وارد است : الحبشىّ يعنى عمر بن الخطّاب : مراد از حبشىّ عمر بن خطّاب است « 2 » . و در « بحار الانوار » در ذيل اين روايت در بيان آن گويد : الحبشىّ هو عمر لانتسابه إلى الصّهّاكة الحبشيّة : « 3 » مراد از حبشى عمر است ، چون منتسب است به صهّاكهء حبشيّه . و نيز عيّاشى از أبو الجارود ، از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده است كه : چون خداوند بر پيغمبرش آيه
يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ
را نازل كرد ، رسول خدا دست على را گرفت و گفت : أيّها النّاس هيچ پيغمبرى از پيغمبران پيش از من نبوده‌اند مگر اينكه مقدارى عمر كردند ، و سپس خداوند آنها را به سوى خود خواند ، و ايشان اجابت كردند ، و من نيز نزديك است كه خوانده شوم ، و اجابت كنم ، و من مسئولم و شما مسئوليد ! و بنابراين در پاسخ خداى خود چه خواهيد گفت ؟ ! گفتند : ما شهادت مىدهيم كه تو رسالات خداى خود را تبليغ كردى و نصيحت امّت نمودى ! و آنچه بر عهده‌ات بود ، ادا كردى ! و خداوند بهترين پاداشى را كه به پيامبران مىدهد ، به تو مرحمت فرمايد . رسول خدا عرض كرد : اللّهمّ اشهد : بار پروردگارا تو گواه باش ! و پس از آن فرمود : يا مشعر المسلمين ! بايد حاضران به غائبان برسانند : خداوند به من فرموده است و سفارش و وصيّت كرده است كه : هر كس كه به من ايمان آورده است ، و مرا تصديق كرده است ، بايد به ولايت على درآيد . آگاه باشيد اى مردم ! ولايت على ولايت من است ( و ولايت من ، ولايت پروردگار من است ) و شما نمىدانيد
هامش
( 1 ) - « تفسير عيّاشى » ، ج 1 ص 332 ، و « غاية المرام » ج 1 ص 336 حديث ششم ، و « تفسير برهان » ج 1 ص 489 ، و « بحار الانوار » ج 9 ص 207 . ( 2 ) - « غاية المرام » ج 1 ص 336 . ( 3 ) - « بحار الأنوار » ج 9 ص 207 .