تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
ولايت علىّ بن أبي طالب شهادت دادند ، و على نتوانست حقّ خود را بگيرد ، و يكى از شما چنانچه دو شاهد داشته باشد مىتواند حقّ مال خود را بگيرد .
فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ
« 1 » فى علىّ عليه السّلام « 2 » . « و بالأخره حزب خداوند ، دربارهء ولايت على عليه السّلام مظفّر و پيروزند » . و نيز عيّاشى از أبو صالح ، از ابن عبّاس و جابر بن عبد الله آورده است كه : اين دو صحابى گفتند : خداوند تعالى پيغمبرش محمّد را أمر كرد كه على را به عنوان علم و آيت در بين مردم نصب كند . تا آنكه مردم را از ولايت او با خبر سازد . رسول خدا ترسيد كه مردم بگويند : از پسر عموى خود دفاع مىكند ، و در اين مسئله طغيان كنند . خداوند وحى فرستاد :
يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ
، در اين صورت رسول خدا صلى الله عليه و آله براى ولايت او در غدير خمّ قيام كرد « 3 » .

[ روايات عيّاشى دربارهء آيه تبليغ ]

و نيز عيّاشى از حنان بن سدير ، از پدرش ، از حضرت باقر عليه السّلام آورده است كه : چون جبرائيل در حجّة الوداع بر رسول خدا صلى الله عليه و آله نازل شد ، و آن حضرت را أمر به إعلان أمر علىّ بن ابي طالب به آيه
يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ
نمود ، حضرت رسول سه روز مكث كردند تا به جحفه آمدند ، و دست على را براى معرّفى به مردم از ترس مردم نگرفت . چون به جحفه آمدند ، و روز غدير بود ، در مكانى كه آن را مهيعة گويند نزول كرد و ندا در داد : الصّلاة جامعة مردم جمع شدند ، و رسول خدا فرمود : من أولى
هامش
( 1 ) - آيه 56 ، از سورهء 5 : مائده . ( 2 ) - « تفسير عيّاشى » ج 1 ص 329 ، و « بحار الأنوار » ج 9 ، ص 206 و ص 207 ، و « تفسير برهان » ، ج 1 ، ص 485 . ( 3 ) - « تفسير عيّاشى » ، ج 1 ص 331 و ص 332 ، و « بحار الأنوار » ج 9 ، ص 207 ، و « تفسير برهان » ج 1 ، ص 489 . و « غاية المرام » ، ج 1 ، ص 336 حديث چهارم ، و « الميزان » ج 6 ، ص 54 و ص 55 ، و « تفسير مجمع البيان » ط صيدا ج 2 ، ص 223 . و در « كشف الغمّة » ص 94 حديث غدير را با شأن نزول آيه تبليغ و ابيات حسّان بن ثابت ، از ابن عبّاس نقل كرده است .