تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
بكم من أنفسكم ؟ ! چه كسى از شما به جان‌هاى خود شما نزديكتر است ؟ ! همه با صداهاى بلند گفتند : الله و رسوله . خدا و رسول او . پيغمبر دو مرتبه فرمود ، همه با صداى بلند گفتند : الله و رسوله . باز پيامبر براى مرتبهء سوم فرمود ، گفتند : الله و رسوله . پيغمبر دست على را گرفت و فرمود : من كنت مولاه فعلىّ مولاه ، اللّهمّ وال من والاه ، و عاد من عاداه ، و انصر من نصره ، و اخذل من خذله ، فإنّه منّى و أنا منه ، و هو منّى بمنزلة هارون من موسى إلّا أنّه لا نبىّ بعدى « 1 » . « على از من است و من از على هستم ، و نسبت او با من همانند نسبت هارون است به موسى با اين تفاوت كه بعد از من پيغمبرى نيست » . و نيز از عيّاشى از عمر بن يزيد وارد است كه حضرت صادق عليه السّلام بدون سؤال كسى ، ابتداء خودشان فرمودند : العجب اى أبو حفص ، از آنچه به علىّ بن أبي طالب رسيد . آن حضرت ده هزار شاهد داشت و نتوانست حقّ خود را بگيرد ، و يك نفر آدم حقّ خود را با دو نفر شاهد مىگيرد . رسول خدا از مدينه براى حجّ حركت كرد ، و پنج هزار نفر با او بودند ، و از مكّه برگشت ، و پنج هزار نفر از أهل مكّه او را مشايعت كردند ، چون به جحفه رسيد جبرائيل براى إعلان ولايت على نازل شد . - ولايت على از جانب خداوند ، در منى نازل شده بود ، ولى رسول خدا به لحاظ ملاحظهء از مردم از قيام به آن خوددارى نمود - جبرائيل از جانب خداوند گفت :
يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ
. و خداوند تو را از آنچه در منى كراهت داشتى ، از گزند مردم حفظ مىكند . و رسول خدا أمر كرد تا زير درخت‌هاى سمر را پاك كردند . يك نفر از مردم گفت : سوگند به خدا مصيبتى بزرگ و أمر منكرى را به بار خواهد آورد .
هامش
( 1 ) - « تفسير عيّاشى » ج 1 ، ص 332 ، و « غاية المرام » ج 1 ، ص 336 حديث پنجم ، و « بحار الانوار » ، ج 9 ، ص 207 ، و « تفسير برهان » ، ج 1 ، ص 489 ، و « تفسير الميزان » ، ج 6 ، ص 55 .