تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
« اى مردم أولى و سزاوار به شما از شما كيست ؟ ! ولىّ شما كيست ؟ ! گفتند : خدا و رسولش . حضرت فرمود : هر كس كه من سزاوارتر به او از خود اويم ، پس على سزاوارتر به او از خود اوست . خداوندا تو ولىّ و سزاوارتر به كسى باش كه على را ولىّ و سزاوارتر به خود گرفته است ! و دشمن باش با كسى كه با على دشمنى كرده است » ! در اينجا خار نفاق در دل‌هاى قوم روئيد ، و گفتند : هيچگاه اين معنى را خداوند بر محمّد نازل نكرده است « و ما يريد إلّا أن يرفع بضبع ابن عمّه » اراده‌اى ندارد جز اينكه مىخواهد بازوهاى پسر عمويش را بگيرد و بالا برد » . و چون به مدينه آمد ، أنصار مدينه نزد او آمدند ، و عرض كردند : يا رسول الله ! خداوند بواسطهء قدوم تو بر ما و نزول تو نزد ما بطورى كه پيوسته از جلو و عقب نگاهدار و پاسدار تو باشيم ، به ما احسان فرموده و شرف و فضيلت بخشيده است . و خداوند دوستان ما را شاد كرده ، و دشمنان ما را منكوب و مخذول نموده است . و ما مىبينيم كه براى شما از أطراف و أكناف ميهمانان و واردين و تقاضامندان دسته جمعى ( وفود ) مىآيند ، و شما چيزى نداريد كه به آنها بدهيد ! و اطعام كنيد ! و بدين جهت دشمن شماتت مىكند . ما دوست داريم ثلث از أموال خود را به شما بدهيم ، تا بدين جهت وفود مكّه كه به سوى شما مىآيند ، چيزى در نزد شما باشد كه به ايشان عنايت كنى ! پيامبر تقاضاى آنان را ردّ نكرد ، و انتظار مىكشيد كه از طرف حضرت پروردگار خبر آيد . جبرائيل عليه السّلام نازل شد ، و اين آيه را آورد :
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى
« 1 » . « بگو اى پيغمبر من در برابر رسالت خداوندى ، از شما أجر و مزدى را نمىخواهم ، مگر مودّت به ذوى القربى را » . رسول خدا صلى الله عليه و آله أموال آنها را قبول نكرد ، و منافقون گفتند : اين آيه را نيز خداوند بر محمّد نازل نكرده است . او مىخواهد بازوى پسر عمّش را بگيرد و بلند كند ، و أهل بيت خود را بر ما بار كند و سوار كند ، ديروز مىگفت : من كنت
هامش
( 1 ) - آيه 23 ، از سورهء 42 : شورى .