دخالت نفسانيّهء خويش ، از مصادر عاليه تلقّى ننمايد ، نمىتواند براى مردم أحكامى را جعل كند ، بالأخصّ آن أحكامى كه راجع به عبادات و روابط قلبى مردم با خداى آنهاست .
أحكام به دست خداست ، كه با زبان پيامبر بيان مىشود ، و نسخ أحكام نيز به دست خداست ، زيرا نسخ حكم هم حكم جديدى است كه بايد خداوند جعل فرمايد .
حكم اسلام بر اساس همان سنّت حضرت ابراهيم تا سنهء حجّة الوداع دربارهء كيفيّت حجّ ، منحصر به همان حجّ قران و حجّ إفراد بود ، ولى در حجّة الوداع ، اين حكم دربارهء افرادى كه به مسجد الحرام نزديك هستند ، و حكم أهل آنجا را دارند ، و أهل و قبيلهء آنان ، در حكم حضّار مسجد الحرام شمرده مىشوند ، كه منظور ، أهالى خود مكّه و حرم و قرآء و قصبات نزديك تا شانزده فرسخ كه چهل و هشت ميل است ، به حال أوّليهء خود باقى ماند . ولى دربارهء أفراد دور تر از اين مقدار ، البتّه در خصوص حجّ واجب تغيير يافت ، و به حجّ تمتّع مبدّل شد . و جبرائيل آيه قرآن فرود آورد ، و رسول اللّه بر فراز مروه پس از اتمام سعى براى مردم قرائت فرمود :
فمن تمتّع بالعمرة إلى الحجّ فما استيسر من الهدى تا آنكه مىفرمايد : ذلك لمن لم يكن أهله حاضرى المسجد الحرام .
« بر آن كسانى كه حجّ را بطور تمتّع بجاى مىآورند ، واجب است كه به قدر ميسور ، قربانى و هدى بنمايند . . . و اين حجّ تمتّع ، وظيفه است براى آن كسانى كه أهل و عيال آنها از حاضرين مسجد الحرام نباشند » . و على هذا جملهء ذلك لمن لم يكن أهله حاضرى المسجد الحرام بطور وجوب تعيين وظيفه براى مردم دور دست مىكند . و تا روز قيامت اين حكم باقى است ، هم به إطلاق آيه ، و هم به نصّ صريح رسول خدا كه انگشتهاى خود را در جواب سراقة بن مالك در يكديگر نموده و فرمودند : اين حكم تا روز قيامت باقى است .
و علّت آن اين است كه : شريعت اسلام كه دين سمحهء سهله است ، تكليف دو ماه و يا بيشتر را از إحرام إلزامى دربارهء حجّاج برداشته است . البته دربارهء خود
امام شناسى (فارسى) — صفحة 91
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٩١