تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
اسلام است كه جبرائيل از جانب حضرت بارى تعالى حدود و مشخصّات آن را آورد ، و آيه قرآن بدان ناطق شد . و لذا براى بسيارى از مسلمانان موجب تعجّب گرديد كه چگونه مىشود در زمان حجّ ، تمتّع كرد ؟

[ تفاوت حجَّ تمتَّع با حجَّ إفراد و قران ]

البتّه اين تعجّب ناشى از همان انس ذهنى به حجّ قران و حجّ افراد بود كه حاجى چون از ميقات إحرام مىبست ، و در مكّه مىآمد ، به همان حال إحرام و پرهيز و اجتناب از لباس دوخته ، و استعمال عطر ، و تمتّع از زنان و همسران ، و ساير محرّمات إحرام ، باقى مىماند تا به عرفات و مشعر در منى برود ، و مناسك آن را انجام دهد . ولى با حجّ تمتّع كه چون وارد مكّه مىشود ، عمره بجا مىآورد ، و سپس محلّ مىگردد ، يعنى از لباس إحرام بيرون مىآيد ، و عطر استعمال مىكند ، و از زنان متمتّع مىگردد ، و ساير محرّمات إحرام را مرتكب مىشود ، تا زمان حجّ كه نيّت حجّ مىكند ، و براى آن احرام مىبندد و لبّيك مىگويد و دوبارهء در إحرام مىرود و از لذّات و مشتهيات ممنوعه خوددارى مىنمايد ، مسئله كاملا متفاوت است . در حجّ قران و إفراد در تمام طول مدّت ، شخص إحرام بسته ، در إحرام با موهاى ژوليده ، و بدن غبار آلوده ، مىماند ، ولى در حجّ تمتّع از إحرام بيرون مىآيد ، و مدّتى در مكّه به حال عادى و معمولى از همهء تمتّعات بهره‌مند مىشود ، و سپس دوباره إحرام مىبندد . فلهذا اين تمتّع بين دو احرام را اعراب مأنوس به آداب قبل ، شكستى در حجّ پنداشتند و گويا نقصان و خللى در أركان آن به شمار آوردند ، و بر اساس همان سابقهء ذهنى از دوران جاهليّت ، اين تمتّع را مباين و منافى حقيقت حجّ انگاشتند ، فلهذا در مقام اعتراض برآمدند . و ما مىدانيم كه اين اعتراض بى جا و بى مورد است ، زيرا كه تشريع عبادات ، و كيفيّت مناسك ، و دخالت دادن شروط ، و يا معيّن كردن موانع ، به دست خداست ، كه به وسيلهء وحى و إنزال كتاب ، و ارسال پيامبر ، براى بشر مشخّص و معيّن مىنمايد ، و اصولا بشر هر كه و هر چه باشد ، و به هر قدر داراى علم و قدرت باشد ، تا وقتى كه متّصل به عالم غيب نباشد ، و با دل خود أحكام إلهيّه را بدون شائبهء