و أشهر الحجّ الّتى ذكرها اللّه : شوّال و ذوالقعدة و ذوالحجّة ، فمن تمتّع فى هذه الأشهر فعليه دم أو صوم . و الرّفث : الجماع ، و الفسوق : المعاصى ، و الجدال : المراء . « 1 »
[ روايات عامّه دربارهء تمتَّع در حجَّ ]
« بخارى و بيهقى از ابن عبّاس تخريج كردهاند كه : چون از او دربارهء متعهء حجّ سؤال شد ، در جواب گفت : تمام مهاجرين و أنصار و زنهاى رسول خدا صلّى اللّه عليه [ و آله ] و سلّم در حجّة الوداع إحرام بسته و لبّيك گفتند ، و ما هم إحرام بستيم و لبّيك گفتيم ، و چون وارد مكّه شديم ، رسول خدا صلّى اللّه عليه [ و آله ] و سلّم به ما گفت : همهء شما إحرامتان براى حجّ را ، إحرام براى عمره قرار دهيد مگر آن كسى كه با خود هدى و قربانى به همراه آورده باشد .
ما دور خانهء خدا طواف نموديم ، و سعى بين صفا و مروه كرديم ، و سپس نزد زنهاى خود رفتيم و لباسهاى خود را در تن نموديم . و رسول اللّه فرمود : كسى كه با خود هدى آورده است از إحرام بيرون نشود تا وقتى كه هدى به جاى خودش برسد . و سپس رسول خدا در شامگاه روز ترويه ما را أمر نمود كه إحرام براى حجّ ببنديم ، و لبّيك بگوييم .
و چون از مناسك حجّ فارغ شديم ، به مكّه آمديم ، و طواف بيت اللّه را كرديم ، و سعى صفا و مروه را نموديم ، و حجّ ما تمام شد ، و بر عهدهء ما هدى بود همچنان كه خداوند فرمود : « هر كس بايد به قدر وسع خود هدى بياورد ، و كسى كه متمكّن از هدى نباشد ، به جاى هدى بايد در ايّام حجّ ، سه روز روزه بگيرد ، و هفت روز در وقتى كه شما حاجيان به شهرهاى خود مراجعت نمودهايد » ، و در هدى هم يك گوسفند كافى است .
و بنا بر اين در حجّة الوداع بين دو عبادت و نسك را كه حجّ و عمره باشد ، در سال واحد ، جمع كردند ، چون اين قسم از حجّ را خداوند در كتاب خود بيان فرموده ، و در سنّت رسول خدا آمده است ، و براى همهء مردم غير أهل مكّه مباح گردانيده است .
هامش
( 1 ) - « تفسير الدرّ المنثور » ج 1 ، ص 215 .