تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
ساختند ، و دستور دادند كه در وقت تلاقى دو لشكر ، پيوسته إمارت لشكر با على بن أبي طالب بوده باشد ، و در آن سريّه ، حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام نيابت و خلافت در لشكر را به خالد بن سعيد بن العاص سپردند ، و خالد بن وليد نيابت را به أبو موسى أشعرىّ سپرد ، و در همين سفر بود كه خالد مخالفت كرد و مورد عتاب واقع شد . و نيز در همين سفر بود كه خالد بن وليد نامه‌اى به معيّت بريدة بن حصيب اسلمىّ در شكايت از امير المؤمنين عليه السّلام به رسول الله نوشت و به مدينه فرستاد ، و هنوز لشكريان على بن أبي طالب و خالد بن وليد ، در مأموريت بودند كه بريدة به مدينه آمد و پيغام رساند ، و مورد غضب رسول خدا واقع شد ، و آن حضرت او را أمر به پيروى و متابعت از ولايت أمير المؤمنين كردند . و بار ديگر دفعه‌اى بود كه خالد بن وليد ، چون شش ماه در يمن ماند ، و دعوت او به اسلام به جائى منتهى نشد حضرت رسول الله أمير المؤمنين را روانه ساختند كه خالد را عزل كنند و هر كدام از لشكريان خالد بخواهد به لشكريان امير المؤمنين بپيوندد ، و در اين سريّه بود كه أمير المؤمنين عليه السّلام بريدة بن حصيب را مأمور محافظت و نگهدارى از غنائم نمودند ، و با لشكريان پس از انجام مأموريّت به مكّه آمدند ، و خود از لشكر جدا شده ، و به رسول الله براى حجّ پيوستند ، و مأمور آن حضرت در غياب ، حلّه‌هاى يمانى را بين لشگريان تقسيم كرد ، و امير المؤمنين چون از مكّه برگشتند ، و در نزديكى مكّه لشكر خود را بدين حال مشاهده كردند امر كردند تا حلّه‌ها را كه از صدقات بود از تن بيرون آورند ، و در عدل‌ها ببندند ، و به نزد رسول اللّه آوردند . و چون اين أمر موجب ناراحتى لشكر شد ، چون به مكّه وارد شدند ، زبان به تعييب امير المؤمنين گشودند . و رسول خدا اعلان كردند در ميان مردم كه على در راه خدا أهل مسامحه و مجامله نيست ، او در راه خدا از چيزى ترس ندارد ، و او فانى در ذات خدا گرديده است . ولى البتّه اين دو سريّه و مأموريّت أمير المؤمنين عليه السّلام به جانب يمن در سنهء دهم از هجرت تحقّق پذيرفته است ، و از مكّه أمير المؤمنين در معيّت رسول خدا به مدينه بازگشتند ، و در جحفه و غدير خم ، آن خطبهء غرّاء را رسول خدا ، دربارهء ولايت