و در كتاب « إزالة الخفاء » دهلوى اين حديث را بدين عبارت نقل مىكند كه : أخرج أبو عمرو ، عن اسحاق بن كعب بن عجرة ، عن أبيه قال : قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه [ و آله ] و سلّم : علىّ مخشوش فى ذات اللّه .
ابن كثير پس از اينكه اين قضيّه را از بيهقى نقل كرده است ، و قضيّهء قسمت كردن حلّههاى يمانى را در غيبت أمير المؤمنين به دنبال اين قضيّه ذكر كرده است ، مىگويد : سياق قسمت كردن حلّهها در سفر حجّ ، اقرب است . زيرا على كه از لشكريان جدا شد با خود هدى آورده بوده و به إهلال رسول اللّه محرم شده بود ، و رسول خدا به او امر كردند محرم بماند . « 1 » ولى بايد دانست كه آنچه را كه ما از آمدن امير المؤمنين عليه السّلام به مكّه و ديدن حضرت زهرا سلام اللّه عليها را با لباس رنگين ، و عطر زده ، و سرمه كشيده ، و سپس به نزد رسول اللّه آمدن و از كيفيّت واقعه سؤال كردن آورديم ، صريح است بر آنكه أوّلين ملاقات أمير المؤمنين با رسول خدا ، پس از سفر يمن در مكّه اتّفاق افتاده است . و اين تقرير ، منافات دارد با آنچه حافظ أبو القاسم طبرانى از حديث عكرمه از ابن عبّاس آورده است كه : إنّ عليّا تلقّى النّبىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم إلى الجحفة « 2 » ، و با آنچه شيخ مفيد در « ارشاد » آورده است كه : چون رسول خدا از راه مدينه به مكّه نزديك شدند ، امير المؤمنين عليه السّلام از راه يمن به رسول اللّه نزديك شدند ، و از لشكر جدا شده ، و براى ملاقات رسول خدا به آن حضرت پيوست ، و پس از آنكه رسول اللّه به آن حضرت فرمودند : بر إحرام خود باقى باش ، فرمودند : عد إلى جيشك فعجّل بهم حتّى نجتمع بمكّة إن شاء اللّه « 3 » .
« به سوى لشكر خود باز گرد و به سرعت آنها را بياور تا ان شاء اللّه در مكّه با هم اجتماع كنيم » ! على بن أبي طالب ، مرد حق است و مرد عدل است ، فلهذا نمىخواهد به اندازهء
هامش
( 1 ) - « البداية و النهاية » ج 5 ، ص 106 .
( 2 ) - « البداية و النهاية » ج 5 ، ص 168 .
( 3 ) - « ارشاد » مفيد طبع سنگى ص 93 و ص 94 .