آمد ، و خدمت حضرت رسول اكرم شرفياب شد ، و شروع كرد به بر شمردن كارهاى على بن ابي طالب از برگزيدن جاريه از سهم خمس و ساير كارها .
بريده خودش نامهء خالد را مىخواند و تصديق نوشتههاى او را مىكرد . و گفت : اى رسول خدا اگر در فىء و تصرّف در غنيمت مسلمين اينطور رخصت دهى ، بكلّى فىء و سهميّهء مسلمين از غنائم جنگى از بين خواهد رفت .
فقال رسول الله : يا بريدة ! أحدثت نفاقا ! إنّ علىّ بن أبي طالب يحلّ له من الفىء ما يحلّ لى ، إنّ علىّ بن أبي طالب خير النّاس لك و لقومك ! و خير من أخلف بعدى لكافّة أمّتى ! يا بريدة احذر أن تبغض عليّا فيبغضك الله ! « رسول الله فرمود : اى بريده ! ايجاد نفاق كردى و نفاق آفريدى ! براى على بن ابي طالب از فىء و غنيمت جنگى آن چه حلال است ، كه بر من حلال است . على بن أبي طالب بهترين مردم است براى تو و براى اقوام تو ، و بهترين كسى است كه من بعد از خودم براى جميع أمّت خودم خليفه قرار مىدهم ! اى بريده بپرهيز از اينكه على را دشمن دارى ، كه در اين صورت خداوند تو را دشمن خواهد داشت » ! قال بريدة : فتمنّيت أنّ الأرض انشقّت لى فسخت فيها ، و قلت : أعوذ بالله من سخط الله و سخط رسوله ، يا رسول الله ! استغفر لى فلن ابغض عليّا أبدا ، و لا أقول فيه إلّا خيرا . فاستغفر له النّبىّ . قال بريدة : فصار علىّ أحبّ خلق الله بعد رسوله إلىّ « 1 » .
« بريدة مىگويد : من چنان پشيمان شدم كه آرزو مىكردم زمين براى من دهان باز كند ، و در آن فرو روم ، و گفتم : پناه مىبرم به خدا از غضب خدا و از غضب رسول خدا ! براى من از خداوند طلب آمرزش كن ! هيچ گاه ديگر من على را دشمن نخواهم داشت ، و دربارهء او سخن جز به خير و خوبى نخواهم گفت ! پيامبر براى او استغفار كردند . بريده مىگويد : از آن پس على در نزد من محبوبترين مخلوقات بعد از رسول خدا بود » .
هامش
( 1 ) - « إعلام الورى » ص 134 و ص 135 ، و « حبيب السّير » ج 1 ص 404 ، و « روضة الصّفا » ج 2 ، ضمن ذكر توجّه أمير المؤمنين على عليه السّلام به جانب يمن .