در اين حال آن جماعت از ذكر على به انتقاد ، خوددارى كردند ، و مكان و منزلت او را نسبت به رسول خدا دانستند ، و غضب و سخط رسول خدا را نسبت به كسى كه فىالجمله دربارهء على زبان به طعن و بدگوئى گشايد ، دانستند » .
[ گفتار رسول الله صلَّى الله عليه و آله و سلَّم دربارهء تصلَّب علىَّ عليه السَّلام در دين ]
و أمين الإسلام فضل بن حسن طبرسىّ نيز به همين لفظ روايت كرده و گفته است كه : ارفعوا ألسنتكم من شكاية علىّ فإنّه خشن فى ذات اللّه . « 1 » و ابن هشام آورده است كه : فقام رسول اللّه صلّى اللّه عليه [ و آله ] و سلّم فينا خطيبا ، فسمعته يقول : أيّها النّاس ! لا تشكوا عليّا ، فو اللّه إنّه لأخشن فى ذات اللّه - أو فى سبيل اللّه - من أن يشكى . « 2 » « رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در ميان ما به خطبه برخاست ، و من شنيدم كه مىگفت : اى مردم ! از على شكايت مكنيد ! سوگند به خدا كه حقّا او در ذات خدا - يا در راه خدا - استوارتر و محكمتر و پا برجاتر است از آنكه مورد شكوه و گلايه قرار گيرد » ! و عين اين عبارت را ابن أثير آورده است : فو اللّه إنّه لأخشن فى ذات اللّه - أو فى سبيل اللّه « 3 » - ! .
و طبرى از أبو سعيد خدرى آورده است كه : فقام رسول اللّه فينا خطيبا ، فسمعته يقول : يا أيّها النّاس ! لا تشكوا عليّا ، فو اللّه إنّه لأخشى فى ذات اللّه - أو فى سبيل اللّه - من أن يشكى . « 4 » « رسول خدا در ميان ما خطبهاى ايراد كرد ، و من شنيدم كه مىگفت : اى مردم ! از على شكوه مداريد ! سوگند به خدا كه ترس و خشيت او در ذات خدا - يا در راه خدا - بيشتر است از آنكه مورد شكوه واقع شود ! »
هامش
( 1 ) - « إعلام الورى » ص 138 .
( 2 ) - « سيرهء ابن هشام » ج 4 ، ص 1022 ، و « البداية و النهاية » ج 5 ، ص 209 .
( 3 ) - « الكامل فى التاريخ » ج 2 ، ص 301 ، و « البداية و النهاية » ج 5 ، ص 209 . و در « ينابيع المودّة » طبع اسلامبول سنهء 1301 ص 216 به همين عبارت از تخريج احمد حنبل آورده است ، و از كعب بن عجرة مرفوعا آورده است كه : إنّ عليّا مخشون فى ذات اللّه تعالى . ابو عمر اين حديث را تخريج كرده است و سپس گويد : شرح ( لأخشن أى اشتدّت خشونته ) .
( 4 ) - « تاريخ الامم و الملوك » ج 3 ، ص 149 ، از طبع دار المعارف . و « مجمع الزوائد » ج 9 ، ص 129 .