تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
عمره و حجّ تمتّع بيان كردند . سپس فرمودند : بم أهللت حين أوجبت الحجّ ؟ « در آن زمانى كه تلبيه گفتى و محرم شدى ، به چه كيفيّت از اقسام حجّ محرم شدى » ؟ !

[ شركت أمير المؤمنين عليه السَّلام با رسول الله صلَّى الله عليه و آله و سلَّم در حجَّ و قربانى ]

امير المؤمنين عرض كردند : باهلال كإهلال النّبيّ صلّى اللّه عليه و آله سلّم « 1 » « من به همان گونه و به همان كيفيّتى كه رسول خدا إحرام بسته است ، تلبيه گفته‌ام و محرم شده‌ام » . حضرت رسول اللّه فرمودند : آيا با خود هدى آوردى ؟ ! عرض كرد : نه ! رسول اللّه فرمودند : تو شريك در هدى من هستى ! از احرام بيرون نشو ، و به همان قصد حجّ باقى باش . و امير المؤمنين در إحرام حجّ باقى بودند ، تا با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله سلم از حجّ فارغ شدند ، و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هدى خود را براى دو نفر نحر كردند . « 2 » بايد دانست كه امير المؤمنين عليه السّلام با خود هدى نياورده بودند ، و ليكن در نيّت خود ، إحرام خود را طبق إحرام نيّت رسول خدا بستند ، فلهذا در حجّ و هدى رسول اللّه شريك شدند . و امّا آنچه در بعضى از سير و تواريخ آمده است كه أمير المؤمنين با خود شتر آورده بودند ، آن راجع به رسول اللّه بود ، كه جزء خمس غنائم جنگى بود ، نه راجع به أمير المؤمنين ، فلهذا در « البداية و النّهاية » آورده است كه : آن هديى كه با على بود ، و آن هديى كه رسول خدا از مدينه آورده بود ، و در بين راه نيز خريده بود مجموعا صد شتر شد . « 3 » پس صد شتر راجع به رسول خدا بود ، چنانچه در بسيارى از روايات وارد است كه رسول خدا با خود صد شتر داشت . پس شركت در قربانى بدين طريق شد كه : أمير المؤمنين در شترهاى قربانى رسول اللّه شريك شد . و اين منقبتى است بسيار
هامش
( 1 ) - « سيرهء حلبيّه » ج 3 ص 297 ، و « طبقات » ابن سعد ، ج 2 ص 188 ، و « الكامل فى التاريخ » ج 2 ص 302 ، و « مروج الذهب » طبع دار الاندلس ، ج 2 ، ص 290 . ( 2 ) - « سيرهء ابن هشام » ج 4 ، ص 1021 ، و « تاريخ طبرى » طبع دار المعارف ج 3 ص 149 . ( 3 ) - « البداية و النهاية » ج 5 ص 166 و ص 167 ، و « الوفاء بأحوال المصطفى » ج 2 ص 211 .