آورديم كه در وقتى كه رسول اللّه عازم حجّ بودند أمير المؤمنين عليه السّلام در مدينه نبودند ، زيرا رسول خدا آن حضرت را براى اسلام ناحيهء يمن و عزل خالد بن وليد و اخذ خمس غنائمى كه در دست خالد بود و ساير غنائم و أخماس ، به يمن فرستاده بودند . امير المؤمنين عليه السّلام با سيصد نفر از لشكر به صوب يمن روانه شدند ، و پس از انجام مأموريّت خود اينك كه رسول اللّه عازم حج هستند رسول خدا به آن حضرت نوشتند كه رسول خدا قصد حجّ دارد « 1 » و آن حضرت به سمت مكّه براى اداء فريضهء حجّ روانه شود .
أمير المؤمنين عليه السّلام با لشكر خود و آنهائى كه در يمن ضميمه شده بودند ، و با خمس غنائم جنگى كه اختصاص به رسول اللّه داشت به سمت مكّه حركت كردند ، ولى قدرى زودتر از لشكر ، سريعتر محرم شده و خود را به مكّه رسانيدند ، و در مكّه چون عليا مخدّره حضرت سيّدة النّسآء فاطمهء زهراء عليها السّلام زوجهء مكرّمهء خود ، دختر رسول اللّه را ديدند كه لباس رنگين پوشيده و عطر استعمال كرده و از احرام بيرون آمده است ، از روى تعجّب از علّت آن سؤال كردند ، حضرت صدّيقه بازگو كردند كه : پدرم ما را بدين عمل امر فرموده است .
حضرت امير المؤمنين به نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شرفياب شدند ، و داستان إحلال و تطييب و سرمه كشيدن حضرت زهراء را بيان كردند ، رسول اللّه فرمودند : همينطور است كه فاطمه خبر داده است . « 2 » آنگاه رسول خدا براى امير المؤمنين عليه السّلام ، داستان نزول جبرائيل و تغيير حكم حجّ را نسبت به كسانى كه به همراه خود قربانى نياوردهاند ، از حجّ إفراد به
هامش
( 1 ) - در « ارشاد » مفيد ص 93 وارد است كه : چون رسول اللّه به امير المؤمنين گفتند : بم أهللت يا علىّ ؟ ! فقال له : يا رسول اللّه إنّك لم تكتب لى إهلالك و لا عرّفتنيه فعقدت نيّتى بنبّتك فقلت : اللّهم إهلالا كإهلال نبيّك . و از اينجا مىتوان استفاده كرد كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم براى أمير المؤمنين نامه نوشته بودند و ليكن كيفيّت إهلال را متذكّر نشده بودند .
( 2 ) - « سيرهء ابن هشام » ج 4 ، ص 1021 ، و « سيرهء حلبيّه » ج 3 ص 297 ، و « البداية و النهاية » ج 5 ص 167 ، و « تاريخ طبرى » طبع دار المعارف ج 3 ص 148 و ص 149 ، و « الوفاء بأحوال المصطفى » ج 2 ص 210 ، و « حبيب السّير » ج 4 ص 410 ، و « روضة الصّفا » ج 2 حجة الوداع ، و « كافى » ، فروع ، ج 4 ، ص 249 .