چهارم ذوالحجّة ، در حالى كه لبّيك براى حجّ مىگفتند ، و أبدا در اين لبّيك غير از حجّ چيز ديگرى داخل نبود ، وارد مكّه شدند .
چون وارد شديم رسول خدا أمر فرمود كه ما اين إحرام را عمره قرار دهيم ، و از إحرام بيرون آييم و به سوى زنهاى خود برويم . اين گفتار انتشار پيدا كرد » تا آخر حديث و مخالفت بعضى از صحابه .
مسلم از قتيبة ، و ليث از ابن زبير ، از جابر روايت كرده است تا مىرسد به اينجا كه :
و أمرنا رسول اللّه صلّى اللّه عليه [ و آله ] و سلّم أن يحلّ منّا من لم يكن معه هدى ، قال : قلنا : حلّ ما ذا ؟ ! قال : الحلّ كلّه .
فواقعنا النّسآء و تطيّبنا بالطّيب و لبسنا ثيابا و ليس بيننا و بين عرفة إلّا أربع ليال . « 1 » « و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به ما أمر نمود كه هر كدام از ما كه با خود هدى نياورده است ، محلّ شود ، و از احرام بيرون آيد . ما گفتيم : حلّ كدام قسمت از قسمتهاى احرام ؟ ! رسول اللّه فرمود : حلّ تمام قسمتهاى إحرام بطور عموم ! و بنا بر اين ما با زنانمان مواقعه و آميزش نموديم ، و خود را به عطر و بوى خوش معطّر ساختيم ، و لباس بر تن كرديم ، در حالى كه فاصلهء ما تا عرفه بيش از چهار شب نبود » .
و اين دو حديث صراحت دارند بر آنكه رسول اللّه در روز چهارم وارد مكّه شدهاند ، و بنابر آنكه روز عرفه پنجشنبه باشد ، روز ورود روز يكشنبه خواهد بود ، و اين طريق با آنچه كه از « إمتاع » مقريزىّ از « الغدير » آورديم ، كه روز ورود سه شنبه بوده است تفاوت دارد .
بارى مخالفت بعضى از اصحاب كه مىخواستند در إحرام باقى باشند ، و به
هامش
( 1 ) - « البداية و النهاية » ج 5 ، ص 166 . و در « طبقات » ابن سعد ج 2 ص 175 آورده است كه : فلبست القمص و سطعت المجامر و نكحت النساء .