تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
حال نسك و عبادت و ژوليده و غبارآلود بوده و همانند پيامبر بوده باشند ، به شدّت رسول اللّه را ناراحت و عصبانى كرد ، بطورى كه آثار غضب در چهره‌اش مشهود شد . آخر پيامبر توقّع ندارد ، پس از بيست و سه سال رنج و زحمت ، و در بدرى و خون دلى ، و مرارت‌ها و مصيبت‌ها ، امروز بعضى از صحابهء سابقه‌دار ، آن هم در أمر عبادى مردم مخالفت كنند ، مگر عبادت أمر خودسرى است ؟ كه انسان بتواند به دلخواه خود چيزى را كم و زياد كند ، و يا شاكلهء آن را تغيير دهد ؟ تشريع عبادت بدون اتّصال به مبدأ أعلى ، غلط و ناپسند است ، آن هم در مقابل آيه قرآن ، و نصّ صريح رسول خدا ، و ايراد خطبه ، و بيان مطلب ، و دوباره خطبهء ديگر ، و بيان آنكه من هم به جهت هدى ، إحرام را به عمره تبديل نكردم ، و گرنه به جهت هماهنگى با شما و به جهت أفضليّت تمتّع ، خودم نيز محلّ مىشدم و از إحرام بيرون مىآمدم .

[ عدم ورود رسول الله صلَّى الله عليه و آله و سلَّم به خانه‌هاى مكَّه ]

رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پس از انجام سعى حركت كردند و در أبطح كه زمين رملى و ماسه‌اى در طرف شرق مكّه است فرود آمدند ، و در خانه‌هاى مكّه وارد نشدند ، و مدّت اقامتشان در مكّه قبل از حركت به عرفات كه بقيّهء روز يكشنبه و دوشنبه و سه شنبه و چهارشنبه بود ، در أبطح بودند . و حتّى صبح روز پنجشبه هشتم ذوالحجّة كه روز ترويه است با أصحاب خود در أبطح نماز صبح را بجاى آوردند ، و أبدا در اين چند روز به مكّه نيامده و براى بيت اللّه و كعبه از محلّ خود مراجعت ننمودند . « 1 » « 2 » ما در ضمن درس هفتاد و ششم تا هفتاد و هشتم از همين كتاب در ص 33
هامش
( 1 ) - در « عيون اخبار الرضا » ج 2 ، ص 84 با سند متّصل خود از حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام روايت كرده است كه : إنّ عليّا عليه السلام لم يبت بمكّة بعد إذ هاجر منها حتّى قبضه اللّه إليه . قال : قلت له : و لم ذاك ؟ قال : كان يكره أن يبيت بأرض قد هاجر منها : ( و فى نسخة قد هاجر منها رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) . و كان يصلّى العصر ، و يخرج و يبيت بغيرها . و در « علل الشرايع » ص 452 اين روايت را ذكر كرده است و ليكن فقط لفظ قد هاجر منها رسول اللّه را آورده است . و در « تاريخ يعقوبى » ج 2 ص 112 طبع بيروت در سنه 1379 آورده است كه : چون رسول خدا حجّشان تمام شد و از منى به مكّه بازگشتند در مكّه وارد نشدند و چون از آن حضرت خواستند كه در بعضى از منازل مكّه وارد شوند ، فرمود : من در شهرى كه مرا از آن خارج كرده‌اند وارد نمىشوم . ( قيل له فى ذلك : لو نزلت يا رسول اللّه بعض منازلك ؟ فقال : ما كنت لأنزل بلدا اخرجت منه ) . ( 2 ) - « البداية و النهاية » ج 5 ، ص 167 .