تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
را به پايان رسانيده ، و بر فراز كوه مروه ايستاده است ، فرمود : اى مسلمانان اينك جبرائيل نازل شده « 1 » ، و أمر مىكند از جانب خداوند كه هر كس با خود هدى همراه نياورده است محلّ شود و از إحرام بيرون آيد ، يعنى آن كسانى كه أمر آن حضرت را در سرف نشنيده‌اند از كسانى كه با خود هدى نياورده‌اند ، به إحرام عمره محرم شده و تلبيه به قصد عمره گويند ، و اينك اين عمل خود را از طواف و سعى از اعمال عمره قرار داده و تقصير كنند ، و از إحرام بيرون آيند ، و آن كسانى كه با خود هدى آورده‌اند بايد به إحرام باقى باشند تا هدى خود را در محلّش كه منى است نحر و يا ذبح كنند « 2 » . در « سيرهء حلبيّه » آورده است كه : سهيلى گفته است : هيچ كس از اصحاب آن حضرت با خود هدى همراه نياورده بود مگر طلحة بن عبد اللّه ، و همچنين أمير المؤمنين على بن ابي طالب عليه السّلام كه از يمن آمده بود و با خود هدى آورده بود . « 3 » رسول اللّه فرمود : آن كسانى كه هدى نياورده‌اند ، آنچه را كه لازمهء عمره است ، انجام دهند و سپس محلّ شوند ، يعنى بعد از تقصير ، و چون به عمل عمره معتمر شده ، و حالا خارج شده‌اند ، آنچه را كه براى محرم حرام است از آميزش و همبستر شدن با زنان و استعمال بوى خوش و پوشيدن لباس دوخته براى آنها حلال است ، و همينطور باقى بمانند تا روز ترويه ( هشتم ) و در آن روز از مكّه ، براى حجّ إحرام
هامش
چون انصار ، مسلمان شدند از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سؤال كردند كه سعى كنند يا نه ، اين آيه نازل شد كه : إنّ الصفا و المروة من شعائر اللّه - الآية . ( 1 ) - در « علل الشرايع » ص 414 در ضمن روايت فضيل بن عياض از حضرت صادق عليه السّلام وارد است كه چون طواف آن حضرت بر مروه ختم شد جبرائيل آمد و او را أمر كرد كه اين عمل را عمره قرار دهد ، مگر آن كسى كه با خود هدى بهمراه آورده است ، كه او به جهت هدى خود محبوس است از محلّ شدن لقوله عزّ و جلّ : حتّى يبلغ الهدى محلّه ، و اعراب زمان جاهلى ناپسند داشتند كه در موسم حجّ ، عمره انجام دهند و روى همين جهت بر بعضى از اصحاب گران آمد كه آن إحرام را تبديل به عمره كنند ، زيرا آنان اصولا عمره را در ماه‌هاى حجّ نمىشناختند . من عرض كردم : آيا به چيزى از آداب جاهليّت مگر اسلام عنايت كرده است ؟ ! حضرت فرمود : أهل جاهليّت تمام سنّت‌هاى حضرت ابراهيم را ترك كرده بودند مگر ختان و تزويج و حجّ را كه به اين عمل مىكردند و اينها را ضايع نكردند . ( 2 ) - « حبيب السّير » ج 1 ص 409 ، و « روضة الصّفا » ج 2 حجة الوداع ، و « الدّرّ المنثور » ج 1 ص 216 . ( 3 ) - « سيرهء حلبيّه » ج 3 ص 295 ، و « سنن بيهقى » ج 5 ، ص 95 .