تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
و أهلّوا ، ففسخ الحجّ إلى العمرة . « 1 » « آنگاه حمد خداوند تعالى را بجاى آورد و فرمود : أمّا بعد ، اى مردم آيا شما خدا و رسول او را تعليم مىكنيد ؟ ! سوگند به خدا كه من از همهء شما به خدا داناترم ، و تقوايم براى او بيشتر است ! و اگر من مىدانستم از آنچه پيش آمد كرده است ، در آن زمانى كه گذشت ، هيچ‌گاه با خود هدى نمىآوردم ، و من هم محلّ مىشدم و از إحرام بيرون مىآمدم » ! و در روايتى آمده است كه گفتند : چگونه ما اين عمل را عمره قرار دهيم ، با آنكه ما به نام حجّ إحرام بستيم ؟ ! و اين عمل را حجّ ناميديم ؟ ! حضرت فرمود : آنچه را كه به شما أمر مىكنم بپذيريد ! و اين تلبيه و نيّت خود را كه براى حجّ كرده‌ايد به عمره مبدّل كنيد ! و اگر خود من هم با خود هدى نمىآوردم ، مثل آنچه را كه به شما أمر كرده‌ام ، خودم عمل مىنمودم ، پس بجاى آوردند ، و إهلال به عمره كردند ، و حجّ در عمره داخل شد » . سراقة بن مالك بن جعشم كنانىّ از آن حضرت پرسيد كه : يا رسول اللّه ! متّعتنا هذه لعامنا هذا أم للأبد ؟ ! « 2 » فشبّك صلّى اللّه عليه و آله و سلّم أصابعه ، فقال : بل للأبد الأبد دخلت العمرة فى الحجّ هكذا إلى يوم القيامة . و فى رواية : فشبّك بين أصابعه واحدة فى أخرى و قال : دخلت العمرة فى الحجّ هكذا - مرّتين - بل لأبد الأبد . « 3 » « اى رسول خدا ! آيا اين تمتّعى كه ما را در اين سال نمودى ( و بين عمره و حجّ ، اجازهء إحلال و تمتّع دادى ، و حجّ را داخل در عمره نمودى ) فقطّ اختصاص به اين سال دارد ، يا تا أبد ادامه دارد ؟ ! حضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم انگشتان خود را در هم داخل كرده و گفتند : بلكه
هامش
( 1 ) - « سيرهء حلبيّه » ج 3 ، ص 296 ، و « البداية و النهاية » ج 5 ص 166 . ( 2 ) - « سيرهء حلبيّه » ج 3 ص 297 ، و « البداية و النهاية » ج 5 ص 166 ، و « طبقات » ابن سعد ج 2 ص 188 ، و « علل الشرايع » ص 414 . و در اين كتاب وارد است كه سراقه گفت : يا رسول اللّه علّمنا ديننا فكأنّا خلقنا اليوم الخ . و « كافى » ، فروع ، ج 4 ، ص 249 ، و « سنن بيهقى » ج 5 ص 95 . ( 3 ) - « سيرهء حلبيّه » ج 3 ص 297 . و « الوفاء بأحوال المصطفى » ج 1 ص 210 .