« و از براى خدا بر عهدهء مردم است ، كه كسانى كه راه تمكّن و طريق قدرتى براى رفتن به خانهء خدا را دارند ، حجّ خانهء او را انجام دهند » .
[ جدا بودن حجَّ و عمره قبل از حجَّة الوداع ]
بر هر كس كه متمكّن بود در يكى از ماههاى حجّ : شوّال و ذوالقعده و تا هشت روز از ذوالحجّة محرم شود ، و خود را در ظهر روز نهم به عرفات رساند ، و مناسك حجّ را انجام دهد ، واجب بود كه بر اين عمل قيام كند .
و در طول مدّت سال ، نيز هر كس متمكّن مىشد از بجا آوردن عمره ، بر او واجب بود كه در همان وقت ، از ميقات محرم شود و به مكّه رود ، و عمل عمره را انجام دهد .
البتّه عمره كار نسبة آسانى بود ، زيرا إحرام بستن از ميقات و به مكّه در آمدن و چند ساعتى در حال إحرام در مكّه باقى ماندن تا عمل عمره به پايان رسد ، كار بسيار مشكلى نبود .
ولى حجّ كار بسيار مشكلى بود ، زيرا كسى كه إحرام به حجّ مىبست ، نمىتوانست از إحرام بيرون آيد ، مگر آنكه روز عيد قربان در منى قربانى كند ، و سر بتراشد ، و طواف را انجام دهد . و اين مستلزم گذشت زمان ، و باقى ماندن در إحرام به مدّت مديدى بود . زيرا همانطور كه دانستيم افرادى كه مىخواستند حجّ كنند ، مىتوانستند از روز أوّل ماه شوّال كه عيد فطر است از ميقات محرم شوند و به سوى مكّه رهسپار گردند ، و پس از ورود در مكّه و بجا آوردن طواف و نماز و سعى مىبايست حلق و تقصير نكنند ، و در لباس إحرام باقى باشند ، و از زنان دورى گزينند ، و از ساير محرّمات در إحرام خوددارى كنند و همينطور صبر كنند تا عرفه و مشعر بگذرد ، و روز قربان برسد ، آنگاه از إحرام بيرون آمده و با طواف مكّه بكلّى محلّ شوند . و چه بسا هفتاد روز در إحرام بودند . و اين كار بسيار مشكل بود خصوصا براى مسافر ، و بالأخصّ در هواى گرم مكّه كه غالب اوقات گرم است .
در دين مقدّس إسلام كه أعمال و تكاليف روى اساس دشوارى و صعوبت پايه گذارى نشده است ، چنين تكليفى مشكل بود . و از طرفى مىدانيم كه هفتاد روز در إحرام بودن ، خصوصا براى جوان در هواى گرم كه حرارت غريزى بدن بالا