مىرود ، و ميل به همسر زياد مىگردد ، چه بسا تاب و تحمّل را از دست مىگرفت ، و افرادى كه با زنانشان به حجّ مشرّف شده و در حال إحرام بودند ، وادار بدين عمل زناشوئى مىشدند ، و حجّشان باطل مىشد ، و علاوه كفّاره نيز بر آنان تعلّق مىگرفت ، و يا خداى نكرده أفرادى كه با زنهاى خود نبودهاند مبتلا به زنا و عمل قبيح مىشدند ، و آن وقت يك چنين عمل روحانى و حجّى كه صرفا عمل روح انگيز و نورآور است ، دچار ديو ظلمت شهوت مىگشت ، و موجب افسردگى و تاريكى مىشد .
و نيز به جهات مختفيهء از ما كه ما نمىدانيم ، و خدا و رسول او بهتر مىدانند ، رسول خدا در اين سفر از طرف حضرت ذات ذوالجلال مأمور مىشود ، كه براى غير أهل حرم و قرآء نزديك به حرم ، حجّ را داخل عمره كند ، و هر دو را عمل واحدى قرار دهد ، بدين طريق كه كسانى كه از ميقات محرم مىشوند در حجّهاى وجوبى خود ، از ميقات به قصد حجّ محرم نشوند ، بلكه به قصد عمره محرم شوند و تلبيه گويند . و در مكّه آمده ، و عمره را كه چند ساعتى بيشتر وقت نمىبرد ، بجاى آورند . و بدون إحرام باقى بوده باشند تا روز هشتم ذوالحجّه كه روز حركت به منى و عرفات است . در اين صورت از مكّه به قصد حجّ محرم شوند و تلبيه گويند ، و به عرفات و مشعر و منى روند ، و مناسك خود را انجام دهند ، و در اين صورت هم عمره بجاى آوردهاند و هم حجّ ، و در عين حال ، زمان إحرام كه مستلزم مشكلاتى است ، طويل نبوده است ، زيرا در عمره فقطّ عبارت بوده از زمان سير از ميقات تا مكّه و مدّت زمان أعمال عمره كه چند ساعت بيشتر وقت لازم ندارد ، و زمان حجّ نيز عبارت بوده از روز نهم تا روز دوازدهم كه مناسك خود را به پايان مىرسانند ، و اين هم زمان مديدى نيست ، و اين را حجّ تمتّع گويند ، زيرا شخص حاجى پس از انجام عمرهء خود تا وقت فرا رسيدن زمان حجّ مىتواند از زنان و از ساير محرّمات در حال إحرام بهرهمند شود ، به خلاف حجّى كه از ميقات محرم شده و فقطّ حجّ انجام مىداد ، كه آن را حجّ إفراد گويند ، اگر حاجى با خود هدى همراه نداشته باشد ، و حجّ قران گويند اگر با خود قربانى و هدى به همراه ببرد .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 51
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٥١