تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
ماليدند . « 1 » و از عكرمه از ابن عبّاس روايت است كه گفت : ديدم كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر حجر الأسود سجده كردند . « 2 » و از شافعى روايت است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در كنار حجر الأسود رو به روى آن ايستادند و آن را استلام نموده و مدّت درازى دو لب خود را بر حجر گذارده بودند . و هر وقت آن حضرت استلام مىكردند ، مىگفتند : بسم اللّه و اللّه أكبر . و به عمر گفتند : إنّك رجل قوىّ لا تزاحم على الحجر ( أى الأسود ) تؤذى الضّعيف ، إن وجدت خلوة فاستلمه و إلّا فاستقبله و هلّل و كبّر « 3 » . « تو مردى قوى هستى ، و ضعيف را اذيّت مىكنى ! با روى آوردن به حجر الأسود مردم را زحمت مده ! اگر مكان را خلوت يافتى ، بر آن دست بكش ! و اگر نه رو به روى آن بايست و تهليل و تكبير بگوى ! » و پس از طواف ، حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، در پشت مقام حضرت ابراهيم دو ركعت نمازگزاردند ، و در ركعت أوّل سورهء قل يا أيّها الكافرون ، و در ركعت دوّم سورّهء قل هو اللّه احد را قرائت كردند ، و به سوى زمزم آمده ، دلوى از آب براى حضرت در آوردند ، حضرت از آب زمزم آشاميدند و بقيّهء آب دهان را در دلو ريخته ، و سپس دلو را در چاه زمزم خالى كردند ، و گفتند : اگر مردم آب كشيدن از زمزم را با دست خود سنّتى نمىگرفتند ، من با دست خودم از چاه آب مىكشيدم . سپس آن حضرت به حجر الأسود بازگشتند و آن را استلام نمودند و به سوى كوه صفا رفتند ، و اين آيه را تلاوت كردند :
إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما وَ مَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً فَإِنَّ اللَّهَ شاكِرٌ عَلِيمٌ
. ( آيه 158 از سورهء 2 : بقره ) « بدرستى كه كوه صفا و كوه مروه از شعائر اللّه است ، پس هر كس كه حجّ
هامش
( 1 ) - « سنن بيهقى » ج 5 ص 74 ، و « سيرهء حلبيّه » ج 3 ، ص 294 ، و « كافى » ، فروع ، ج 4 ، ص 250 . ( 2 ) - « سنن بيهقى » ج 5 ص 75 ، و « البداية و النهاية » ج 5 ، ص 155 . ( 3 ) - « سيرهء حلبيّه » ج 3 ، ص 294 ، و « البداية و النهاية » ج 5 ص 159 . و در « بداية » آورده است : و الّا فكبّر و امض : يعنى تكبير بگوى و بگذر !